
دعایت می کنم ، عاشق شوی روزی بفهمی زندگی ، بی عشق نازیباست✨️💖 کیوان شاهبداغی✨️💖خوانش محمد مصدق
۲۳ شهریور ۱۴۰۵ · 6 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گاهی دعایم کن دعایت می کنم ، عاشق شوی روزی بفهمی زندگی ، بی عشق نازیباست دعایت می کنم ، با این نگاه خسته ، گاهی مهربان باشی به لبخندی ، تبسم را به لب های عزیزی ، هدیه فرمایی بیابی ، کهکشانی را ، درون آسمان تیره شب ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم ، در آسمان سینه ات خورشید مهری ، رخ بتاباند دعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکی بیابد راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات ، جاری شود با مهر دعایت می کنم ، یک شب تو راه خانه خود ، گم کنی با دل بکوبی ، کوبه مهمانسرای خالق خود را دعایت می کنم ، روزی بفهمی با خدا تنها به قدر یک رگ گردن ، و حتی کمتر از آن فاصله داری و هنگامیکه ابری ، آسمان را با زمین ، پیوند خواهد داد مپوشانی تنت را ، از نوازش های بارانی دعایت می کنم روزی بفهمی ، گرچه دوری از خدا اما خدایت با تو نزدیک است دعایت می کنم ، روزی دلت بی کینه باشد ، بی حسد با عشق بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست شبانگاهی ، تو هم با عشق با نجوا بخوانی خالق خود را اذان صبحگاهی ، سینه ات را پر کند از نور ببوسی سجده گاه خالق خود را دعایت می کنم ، روزی خودت را گم کنی پیدا شوی در او دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و با او بگویی : بی تو این معنای بودن ، سخت بی معناست دعایت می کنم روزی نسیمی ، خوشه اندیشه ات را گرد و خاک غم ، بروباند کلام گرم محبوبی تو را عاشق کند بر نور دعایت می کنم وقتی به دریا می رسی با موج ها ی آبی دریا ، برقص آیی و از جنگل ، تو درس سبزی و رویش ، بیاموزی بسان قاصدک ها ، با پیامی ، نور امیدی بتابانی لباس مهربانی ، بر تن عریان مسکینی ، بپوشانی به کام پر عطش ، یک جرعه آبی ، بنوشانی دعایت می کنم روزی بفهمی ، در میان هستی بی انتها ، باید تو می بودی بیابی جای خود را ، در میان نقشه دنیا برایت آرزو دارم که یک شب ، یک نفر با عشق در گوش تو اسم رمز بگذشتن ز شب ، دیدار فردا را ، بیادآرد دعایت می کنم عاشق شوی روزی بگیرد آن زبانت دست و پایت گم شود رخساره ات گلگون شود آهسته زیر لب بگویی ، آمدم به هنگام سلام گرم محبوبت و هنگامیکه می پرسد ز تو ، نام و نشانت را ندانی کیستی معشوق عاشق ؟ عاشق معشوق ؟ آری ، بگویی هیچکس دعایت می کنم روزی بفمهمی ای مسافر ، رفتنی هستی ببندی کوله بارت را ترا در لحظه های روشن با او دعایت می کنم ای مهربان همراه تو هم ، ای خوب من گاهی دعایم کن #کیوان_شاهبداغی راه های حمایت از "پادکست رادیو شعر پارسی " به پاس گسترش میراث فرهنگی ادبیات که با ابزار شعر آدمیان را به آدمیت دعوت می کند : عضویت در کانال تلگرام: #radioshereparsi ● بازنشر پست برای دوستان و معرفی پادکست✨️ ● زدن روی لینک و فالو کردن صفحه و دسترسی به صدها ساعت دکلمه اشعار فاخر ●گذاشتن کامنت و اعلام نظر جهت بهتر شدن پستها✨️ https://castbox.fm/va/2728449 ✨️💖 ✨️💖
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
