

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ شعر: بوسه ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ گفتمش: شیرینترین آواز چیست؟ چشمِ غمگینش به رویم خیره ماند قطرهقطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسویِ بلند زیرِ لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من! گفتمش: آنگه که از هم بگسلد! خندهی تلخی به لب آورد و گفت: آرزویی دلکش است اما دریغ! بختِ شورم ره بر این امید بست وآن طلایی زورقِ خورشید را صخرههای ساحلِ مغرب شکست... من به خود لرزیدم از دردی که تلخ در دلِ من با دلِ او میگریست گفتمش: بنگر در این دریایِ کور چشمِ هر اختر چراغِ زورقی است! سر به سوی آسمان برداشت گفت: چشم هر اختر چراغ زورقی است، لیکن این شب نیز دریایی است ژرف ای دریغا شب روان کز نیمه راه میکشد افسون شب در خوابشان گفتمش: فانوس ماه میدهد از چشمِ بیداری نشان گفت: اما در شبی این گونه گنگ هیچ آوایی نمیآید به گوش گفتمش: اما دل من میتپد، گوش کن اینک صدای پای اوست! گفت: ای افسوس! در این دامِ مرگ باز صیدِ تازهای را میبَرند این صدای پای اوست... گریهای افتاد در من بیامان در میانِ اشکها پرسیدمش: خوشترین لبخند چیست؟ شعلهای در چشمِ تاریکش شکفت جوشِ خون در گونهاش آتش فشاند، گفت: لبخندی که عشقِ سربلند وقتِ مردن بر لبِ مردان نشاند! من ز جا برخاستم بوسیدمش. ▨ هوشنگ ابتهاج
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





