

هوگل | کتاب "جنگ، چهره زنانه ندارد" (قسمت یازدهم - کفش پاشنه بلند)
۱۸ تیر ۱۴۰۴ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وقتی که جنگ شروع شد، سربازها چمدان هایشان را بستند و راهی جبهه ها شدند. زنی هم چمدانش بست و راهی شد... اما نه با فشنگ و نارنجک، با شکلات، آبنبات و دل کوچکی که هنوز نمیفهمید جنگ یعنی چه. زنی دیگر، وسط عقبنشینی، کفش پاشنهبلند خرید. دختر بیسیمچی، وقتی جنازهی پدرش را دید، فقط گفت:" انتقام میگیرم..." در این اپیزود،زنهایی را میشنویم که با عشق و انتقام، با کفش و پوتین، با اشک و لبخند به دل تاریکی رفتند… در این اپیزود، به نقد کتاب "جنگ، چهره زنانه ندارد" از سوتلانا الکسیویچ که در ایران با ترجمه عبدالمجید احمدی و توسط نشر چشمه منتشر شده ، پرداخته شده است. نام روسی کتاب: У войны не женское лицо نام انگلیسی کتاب: Unwomanly Face of War هوگل |
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





