
هم اوایان سیمرغ قسمت ۱۱- وادی طلب
۳۱ خرداد ۱۴۰۳ · 26 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چون فرو آیی به وادی طلب پیشت آید هر زمانی صدتعب صد بلا در هر نفس اینجا بود طوطی گردون، مگس اینجا بود جد و جهد اینجات باید سالها زانکه اینجا قلب گردد کارها ملک اینجا بایدت انداختن ملک اینجا بایدت در باختن در میان خونت باید آمدن وز همه بیرونت باید آمدن چون نماند هیچ معلومت به دست دل بباید پاک کرد از هرچه هست چون دل تو پاک گردد از صفات تافتن گیرد ز حضرت نور ذات چون شود آن نور بر دل آشکار در دل تو یک طلب گردد هزار چون شود در راه او آتش پدید ور شود صد وادی ناخوش پدید خویش را از شوق او دیوانهوار بر سر آتش زند پروانهوار سر طلب گردد ز مشتاقی خویش جرعهای می، خواهد از ساقی خویش جرعهای ز آن باده چون نوشش شود هر دو عالم کل فراموشش شود غرقهٔ دریا بماند خشک لب سر جانان میکند از جان طلب ز آرزوی آن که سربشناسد او ز اژدهای جان ستان نهراسد او کفر و لعنت گر به هم پیش آیدش درپذیرد تا دری بگشایدش چون درش بگشاد، چه کفر و چه دین زانک نبود زان سوی در آن و این
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
