پادگرد
کاور 981216 - جرعه ای از رشحات المعارف آیت الله شاه آبادی
حجت الاسلام قنبریان

981216 - جرعه ای از رشحات المعارف آیت الله شاه آبادی

۱۲ فروردین ۱۴۰۲ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

جلسه پنجم: میقات حضور/ فراز و نشیب انسان میقات حضور؟ از علم نافع درک حضور و محضر حق گفتیم؛ که عصمت ساز است. درباره "محضر" نکاتی عرض شد. حالا کمی درباره "حضور" بیاندیشیم. حضور دیدن حق است. "میقات" و محل این مشاهده و ملاقات کجاست؟ عارف کامل شاه آبادی(ره) می فرماید: "ارض انسان، میقات برای لقای حق است"(ص۲۲). یعنی چه؟! آدرس این میقات؟ یک مثال قرآنی: خورشید که سر میزند/ نور می پراکند/ بالای ابرها(قلمرو خورشید)، هیچ سایه ای نیست/ اما دورتر از آن، نزد ما، اجسامی هستند که "نور را بریده و محدود می کنند"/سایه ها پدید می آید/ از یک دشت تا شهر با کثرت محدود کننده ها، سایه بیشتر وبیشتر می شود. اما خورشید و نورش، علت سایه هاست. سایه هیچ نیست الا "حدود محدودیت نور"(تٲمل کنید) آیت الله شاه آبادی به آیه ۴۵فرقان توجه می دهد: "آیا ندیدی چگونه پروردگارت، سایه را گسترده ساخت و اگر می خواست آن را ساکن قرار می داد؛ سپس خورشید را بر آن دلیل قرار دادیم". ایشان این "ظل ممدود"(سایه کش آمده) را عالم اشیاء و ماهیات می خواند:"بر رئوس ماهیات عوالم وجود از اول ظهور کشیده؛ از سمای مشیت تا تنزل کرده به ارض انسان"(ص۲۲). قلمرو خورشید، عالم ذات و اسماء الهی است که نور وجود نامحدود است. محدود و مقید شدن نور وجود، ماهیات متکثر آفریده؛ سایه، جمادیت، حیوانیت، انسانیت و... است، که نور وجود آشکارشان کرده است. می فرماید:"انسان دور ترین سلاسل موجودات است؛ ولی دورش نکرده که دورش اندازد؛ بلکه دورش ساخته تا از طریق عشق و اطاعت نزدیکش کند. پس، از ارض انسانیت، دخول در سمای ترقی است. ارض انسان، میقات برای لقای حق است؛ زیرا فقط انسان است که می تواند حق را بیابد و تمام توجهش به معبود معطوف شود."(ص۲۲) در آمدن از حجاب و درک حضور: چگونه اگر سایه، توانست حد و محدودیت خود را باز کند به وادی نور می رسد؟! اشیاء هم چنین اند! لکن فقط انسان می تواند این سلوک را داشته باشد:"پاره کردن حُجُب فقط کار انسان است نه حیوان. میمون، میمون است اگر چه هزارها سال بر او بگذرد...تنها انسان است که می تواند قید و بند جمادی و نباتی و حیوانی را پاره کند و شایسته لقای حق شود"(ص۲۳) "یک گروه مُعرض از حقیقت و مُخلّد در ارض طبیعت و مصداق "لکنَّه ٲخ٘لَدَ الی الارضِ و اتّبَعَ هَواه"(۱۷۶/اعراف)[او به طبیعتِ پست گرایید و از هوای نفس پیروی کرد]هستند. دسته دیگر کسانی هستند که شایسته نام انسانیت اند و با قدم اطاعت، محبت و عشق متوجه مولا شده اند. این دسته پشت به طبیعت و رو به حقیقت در قوس صعود حرکت می کنند؛ چنان که می گویند "قولا و عملا" که نماز، روزه، حج و سایر عبادات را برای رضای تو انجام می دهیم:"ٳنَّ صلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لله ربِّ العالَمین"(۶/انعام)[به راستی نماز وتمام عبادات من وزندگی ومرگ من همه برای پروردگار جهانیان است]. چنین کسی روبه خداست و مورد عنایت واقع می شود وقیود و حجابهای گوناگون را پاره میکند"(ص۲۳) ٭ تفصیل را در فایل صوتی بشنوید حجت الاسلام قنبریان

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.