پادگرد
کاور 136 دُن کیشوت 4/8 جلداول
هزارداستان

136 دُن کیشوت 4/8 جلداول

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 4 ساعت و 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دن کیشیت4/8 جلد اول نویسنده: سروانتس مترجم: محمد قاضی گوینده: ناصر زراعتیDon Miguel de Cervantes SaavedraEl ingenioso hidalgo Don Quixote de la Mancha (1605): First volume of Don Quixoteدر دنیای ایدئال شوالیه، افراد جامعه فقط در پی کسب دارایی و رفاه فردی نیستند و در فضایی ساده و صمیمی به دور از فساد و ظلم، در کنار هم زندگی می‌کنند. بدیهی است که این دنیای اسطوره‌ای را نمی‌توان در مکان و زمان معینی پیدا کرد. شوالیه‌های قرون وسطایی فقط در دنیای شانس و جادو می‌توانند زندگی کنند و هویت خود را شکل دهند. به همین دلیل مختصات جغرافیایی و موقعیت تاریخی رخدادها و ماجراهای داستان سروانتس مبهم است.ماجراجویی‌های شوالیه از لحاظ زمانی هم بیرون از چرخهٔ توالی زمان واقعی هستند. خلاف رخدادهایی که در زندگی واقعی وجود دارند، ترتیب زمانی ماجراهای او معنای خاصی ندارد. دن‌کیشوت برای رسیدن به آرمان‌شهر طلایی‌اش هم خود را از مکان حقیقی دور می‌کند و هم زمانِ حال واقعی زندگی‌اش را ترک می‌کند و از یک نازمان آرمانی سر درمی‌آورد. به همین دلیل ماجراهای شوالیهٔ سروانتس ماهیتی رؤیاگونه پیدا می‌کنند.داستایوفسکی رمان سروانتس را از «غم‌انگیزترین» رمان‌ها می‌داند، چرا که به گفته‌ی وی «دُن‌کیشوت گرفتار مرض است: نوستالژیای واقعیت‌گرایی». برای خوانندگانی که با جهان دُن‌کیشوتی آشنایند، جمله‌ی داستایوفسکی -چه به عنوان غمگینانه‌ترین رمان و چه گرفتاری دُن‌کیشوت در نوستالژیای واقعیت‌گرایی- ترکیبی متناقض است. چگونه می‌توان دُن‌کیشوتی که رمه‌ی گوسفندان را لشکریان دشمن می‌پندارد، موصوف اندوه‌بار واقعیت دانست؟ موردی که داستایوفسکی در «زیرمتن» توصیف خود از رمان سروانتس دارد، اشاره به برساخت «آرمان‌شهرِ» دُن‌کیشوت است. به عبارتی دُن‌کیشوت خانه و روستایش را ترک می‌کند تا با «ماجراجویی» آرمان‌شهرِ خود را -که حاصل مطالعه‌ی انبوهی از کتاب‌های شوالیه‌گری قرون وسطاست- تحقق بخشد. آرمان‌شهری که تنها برای دُن‌کیشوت وجود دارد و حاصل ماجراجویی‌اش چیزی جز مسخره کردن و در نهایت مرگ در بستر بیماری نیست. از این رو «واقعیت» برای دُن‌کیشوت که همانا دست‌یابی به آرمان‌شهرش است، هرگز محقق نمی‌شود و چنین دست‌نیافتنی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.