پادگرد
کاور 248 النگوی یاقوت سرخ✍🏼الکساندر کوپرین
هزارداستان

248 النگوی یاقوت سرخ✍🏼الکساندر کوپرین

۱۶ خرداد ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 38 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

النگوی یاقوت سرخ اثر الکساندر کوپرینشاهزاده‌ خانمی در یکی از روزهای پاییزی و در جشنی که به‌مناسبت نام‌گذاری او برگزار شده، بسته‌ای را دریافت می‌کند که شامل یک النگوی سرخ و یک نامه ‌است که گویا عاشقی ناشناس برایش فرستاده است.... «شاهزاده وِرا» در اواسط مهمانی به‌مناسبت روز نام‌گذاری‌اش بسته‌ای حاوی یک «النگوی یاقوت سرخ» و یک نامه دریافت می‌کند. مردی ناشناس از سال‌ها قبل از ازدواج ورا تاکنون، به مناسبت‌های گوناگون، برای او نامه‌هایی این‌گونه احساساتی، پرشور و عاشقانه می‌فرستد. بعد از رفتن مهمانان، «شاهزاده واسیلی»، شوهر ورا و «نیکلای»، برادر او که از این هدیه به خشم آمده‌اند، تصمیم می‌گیرند که این فرد را پیدا کنند و مانع تکرار دوباره این‌ کارها شوند. فردای آن روز به خانه‌ی آن مرد که «ژلتکوف» نام دارد، می‌روند و النگو را به او پس می‌دهند. ژلتکوف اعتراف می‌کند که هشت سال است که عاشق ورا است و به‌خاطر نامه‌هایی که فرستاده، پوزش می‌خواهد. بعد اجازه می‌گیرد تا با ورا تلفنی صحبت کند. بعد از تلفن، اعلام می‌کند که بنابه درخواست شاهزاده خانم تصمیم دارد برای همیشه به این عشق پایان دهد؛ اما از واسیلی اجازه می‌گیرد تا آخرین نامه‌اش را برای ورا بنویسد! * درباره‌ی نویسنده: «آلکساندر ایوانوویچ کوپرین» (۷ سپتامبر ۱۸۷۰ – ۲۵ اوت ۱۹۳۸م) نویسنده، خلبان، کاشف و ماجراجوی روس بود. او بیشتر داستان کوتاه در سبک‌های طبیعت‌گرایی و واقع‌گرایی می‌نوشت. وی معاصر «تولستوی» و «چخوف» بود و «ماکسیم گورکی» استعداد ادبی او را می‌ستود. کوپرین با بلشویسم مخالف بود و ۱۷ سال از زندگی خود را خارج از روسیه و در پاریس گذراند. وی فرزند یک شاهدخت تاتار بود که مانند دیگر اشراف روسیه، بیشتر اموال خود را در سده‌ی ۱۹ میلادی از دست داده ‌بودند. معروف‌ترین رمان‌های کوچک او عبارت‌اند از: سروان دوم ریبنیکوف (۱۹۰۶م)، مولوخ (۱۸۹۶م)، اُلسیا (۱۸۹۸م)، دوئل (۱۹۰۵م)، زمرد (۱۹۰۷م) و النگوی یاقوت سرخ (۱۹۱۱م). *کتاب: The Garnet Bracelet - ۱۹۱۱ این داستان، قصه‌ی عشق کارمندی است بی‌نوا به بانویی والاتبار. برای کارمند ساده‌دل و پاک‌باخته، جمال معبود زمینی تجلی‌گاه معبود ازلی است و او درنهایت به فنای ظاهری و بقای واقعی دست می‌یابد. ژانر: رمان، راویان: بهروز رضوی کاری از گروه ایران صدا و گروه کتاب خوان--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.