
۲۶ خرداد ۱۴۰۰ · 18 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
«مردی که هادلبرگ را به تباهی کشاند» نام رمانی از مارک تواین (۱۸۳۵-۱۹۱۰) نویسنده و طنزپرداز آمریکایی است. داستان درباره شهری به نام هادلبرگ است. شهری که سربلند به غرور و نجابت ساکنانش است و در میان شهرهای مجاور زبانزد است. شهری که گویی موجودی زنده و پویا است و ساکنانش مانند افکاری هستند که در سرش جریان دارند. اما مردی با نیت خدشه واردکردن به اعتبار و آبروی شهر، کیسهای پول را نزد صندوقدار بانک هادلبرگ امانت میگذارد و توضیح میدهد که این پول را به کسی بدهند که موجب خوشبختی و ثروت او شدهاست... بخشی از داستان: اجازه دهید تا قصهام را برایتان تعریف کنم، یکی دو کلمه بیشتر نیست. زمانی از شهرتان میگذشتم و چنان آزردهخاطر شدم که هرگز مانند آن را بهیاد نمیآورم. هر کس دیگری بود با کشتن یکی دو نفر از میان شما دلش آرام میگرفت و آن را عادلانه میدانست، اما برای من چنین انتقامی ناچیز و ناکافی بود، زیرا مردگان رنجی نمیبرند. از طرفی، قدرت کشتن همهی شما را نداشتم... و همانطور که گفتم حتا این هم مرا آسودهخاطر نمیکرد. هدفم این بود که تمام زنان و مردان این شهر نه بهلحاظ جسمی یا مالی، بلکه از ناحیهی غرورشان آسیب ببینند، زیرا انسانهای نادان و سست عنصر از این ناحیه بسیار آسیبپذیرند. بنابراین، بهطور پنهانی و با تغییر چهره به میان شما آمدم و دانستم بازی با شما کار راحتی است. شما در درستکاری شهرتی دیرینه و ارجمند داشتید و همگان به آن افتخار میکردید، این ارزشمندترین دارایی و نور چشمِ شما بود... --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
هنوز نظری نوشته نشده.