

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داستان جاوید - اثر اسماعیل فصیح - فصل اول و دوم - راوی هانیه معینی داستان جاوید روایت واقعى زندگى پسرى زرتشتى است که به قصد گرفتن خبرى از خانواده اش، با عموى پیر و کم توانش از یزد، راهى تهران مى شود و همین سفر او را چندین و چند سال اسیر تهران و دربار قاجار مى کند. داستان جاوید در اواخر دوره ى حکومت پراغتشاش قاجار و ظهور رضاخان اتفاق مى افتد. پدر جاوید، هرسال پیش از نوروز، براى شازده ملک آرا، یکى از بیشمار شازده هاى تن پرور دربار قاجار، بار آجیل و خشکبار مى آورده، تا اینکه اقوامش در یزد شش ماه از آنها بى خبر مى مانند. جاوید، پس از مراسم “سدره پوشى” اش، حالا به عنوان یک زرتشتى بالغ و کامل، تصمیم میگیرد به تهران بیاید تا از پدر و مادر و خواهر سه ساله اش خبرى بیابد. در راه عموى پیرش، که موبد موبدان اتشکده ى یزد بوده، از دنیا مى رود و پسرک چهارده ساله را در این سفر تنها مى گذارد. اندکى بعد جاوید مى فهمد که با پاى گذاشتن در خانه ى ملک آرا، سند هفت سال بردگى و اسارتش را امضاء کرده است. حالا جاوید، به عنوان یک زرتشتى که همیشه نیکخواه است و به اصولش پایبند، در برابر دنیاى بیگانه اى قرار مى گیرد که سیاه است و آلوده، و هرچند سعى مى کند خود را از این الودگى دور نگاه دارد، باز هم هجمه ى این منجلاب او را تهدید مى کند. جاویدى که آموخته بود و بسیار اندوخته بود حالا باید در مقام عمل درس پس دهد. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


