
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد تا انسان عاشق نشود، عشق را به نحو حضوری درک نمیکند؛ پس عشق یافتنی است، نه بافتنی و امر صرف و خالص و بسیط تحت اسم و رسم و لقب و وصف در نیاید؛ از این رو عشق قابل تعریف نیست. پیشنهاد می کنیم این داستن را که عشق را از زبان حافظ شیرازی تعریف می کند بشنوید و لذت ببرید. کمال الدین برای بردن حافظ به دربار دست به دسیسه می زند اما خود به دام می افتد و جهانی را که ساخته زیر و زبر میشود . شرط کار کمال الدین (به عنوان دیوان دار پیر حسین چوپان ) باز گردندان حافظ به درباری است که چوپان با حمله به شیراز و بر کناری جلال الدین مسعود ساخته .او سرگشته از عشق نافرجام دختری از ری گریخته تا به شیراز بیاید و در منصب و کسوتی در آیید تا مرهمی باشد بر زخم دلش(که علاوه بر او پسر حاکم ری هم خواستگار آن دختر بوده است) وحال میدان را به نفع رقیب خالی کرده است و به سبب خط خوشش قرار بر این است که در دیوان مشغول به کار شود . کمال الدین چون قصد ندارد به هیچ وجه شغلی را که به دست آورده از دست دهد ، با دسیسه به حافظ نزدیک می شود. او به درو غ خود را فردی در جستجوی حکمت به حافظ معرفی می کند تا با او طرح دوستی را بریزد و بر تصمیم او اثر بگذارد اما این اوست که در کنار حافظ در می یابد که هیچ چیز در جهان ارزش عشق را نداشته و ندارد و به دنبال سر نوشتی دیگر جز آن که خود برای خویش رقم زده بود می رود و در این میان... --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
