پادگرد
کاور 530 خنده‌های بی‌صدا✍🏼محبوبه سلطان‌زاده
هزارداستان

530 خنده‌های بی‌صدا✍🏼محبوبه سلطان‌زاده

۳۱ تیر ۱۴۰۰ · 2 ساعت و 47 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خنده های بی صدا کتاب «خنده‌های بی‌صدا»، نوشته‌ی محبوبه سلطان‌زاده، تاکنون به دو زبان ترجمه شده است. این مجموعه دربرگیرنده‌ی ۹ داستان کوتاه طنز است. داستان‌های این کتاب عبارت‌اند از: خواستگاری امتحان علوم مکتب‌خانه‌ی عمه بلقیس پاپوش هدیه‌ی پدربزرگ شکمو مهمان تازه‌وارد بچه‌ها بیایید عروسی کادوی روز مادر **** در داستان «پاپوش» راوی از یکی از هم‌کلاس‌های خود با نام «جعفر» یاد می‌کند که به‌علت سادگی بیش از حد، همیشه با تمسخر دیگر دانش‌آموزان روبه‌رو می‌شود. تا آنجا که روزی یکی از دانش‌آموزان، کاریکاتور دبیر ریاضی را می‌کشد و نام جعفر را پای تصویر می‌نویسد و همین امر، موجب خشم دبیر ریاضی می‌شود. اما روزی راوی متوجه می‌شود که جعفر، صاحب چرخی است که شب‌ها به‌وسیله‌ی آن نان‌های سوخته و خردشده‌ را جمع‌آوری می‌کند و آن را برای خود و پدر بیمارش می‌برد. راوی با مشاهده‌ی این صحنه، به یاد تحمل و صبر جعفر می‌افتد و از آن پس، دیگر به کسی از دوستانش اجازه نمی‌دهد تا برای جعفر، پاپوش درست کنند. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.