پادگرد
کاور 534 بینوایان✍️ویکتورهوگو
هزارداستان

534 بینوایان✍️ویکتورهوگو

۳۱ تیر ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بینوایان از ویکتور هوگو در سال ۱۸۱۵ در فرانسه مردی به نام «ژان والژان» بعد از سپری کردن محکومیت ۱۹ ساله ی خود به دلیل دزدیدن یک قرص نان، از زندان آزاد می‌شود. ژان والژان پس از آنکه شرایط اجباری آزادی مشروط خود را زیر پا می‌گذارد، تصمیم می‌گیرد زندگی شرافتمندانه‌ای را آغاز کند. بینوایان تصویر راستین سیمای مردم فرانسه در قرن نوزدهم است که در آن چهرهٔ چند قهرمان برجسته‌تر ترسیم شده‌ است؛ ازجمله ژان والژان. او مرد میانسال خسته‌روانی است، با نیم‌تنهٔ کهنه و شلواری وصله‌دار که پس از گذراندن نوزده سال زندان با اعمال شاقه، جایی برای رفتن ندارد و کسی پناهش نمی‌دهد حتی در لحظه‌ای حاضر می‌شود به زندان بازگردد ولی راهش نمی‌دهند و در اوج درماندگی و سیه‌روزی به خانهٔ اسقفی پناه می‌برد. اسقف با خوش‌رویی و مهربانی از او پذیرایی می‌کند، ولی این مهمان ناخوانده نیمه‌شب ظروف نقرهٔ اسقف را به سرقت می‌برد و ساعتی بعد به دست ژاندارم دست‌گیر می‌شود، اما بزرگواری اسقف مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد. ژان والژان در بیست و پنج سالگی اسیر پنجه‌های ستمگری شده‌ است. او که روستایی پاکدلی بوده به سبب سرقت یک قرص نان برای سیر کردن کودک گرسنهٔ خواهرش، این همه سال زندان را تحمل کرده‌ است؛ در نتیجه مهربانی و عاطفه برایش امر فراموش شده ای است. سرانجام نیک‌منشی یک مرد روحانی، درهای نیک‌بینی و خیراندیشی را به روی او باز می‌کند و یکی از بزرگان روزگارش می‌شود. نویسنده در این رمان اجتماعی که به بی‌عدالتی‌های جامعه حمله‌ور می‌شود، درواقع نبرد میان خیر و شر را بازگو می‌کند. ژان والژان، زندانی توبه کاری است که در مرحله بعدی در هیأت حامی و نیکوکار ظاهر می‌شود و در پایان به حد کمال می‌رسد و تا مقام و درجه رهایی‌بخش فرامی‌رود. ویکتور هوگو شاعر و نویسنده بزرگ و سرشناس فرانسوی در پنجم می ۱۸۰۲ میلادی به دنیا آمد. هوگو برجسته‌ترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب می‌آید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «بینوایان»، «گوژپشت نتردام» و چندین مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است. هرچند که هوگو بیشتر به‌عنوان یک رمان‌نویس شناخته می‌شود، خیلی‌ها معتقدند که او به‌عنوان یک شاعر، نقش به‌مراتب مهم‌تری را ایفا کرده است. وی در روز جمعه ۲۲ ماه مه ۱۸۸۵ در خانه خویش در کوچه ایلو در پاریس درگذشت. پدرش کنت هوگو ژنرال ارتش ناپلئون بود. خانواده هوگو در سال ۱۸۱۱ به اسپانیا رفتند، ولی بعدها دوباره به پاریس بازگشتند و هوگو در این شهر تحصیلات مقدماتی را گذراند. او ابتدا شعر می سرود و همین اشعار در ابتدای کار شهرت فوق‌العاده‌ای برایش به ارمغان آورد. هوگو پیرو سبک تازه رمانتیسیسم بود و با آنکه پیش از او رمانتیسیسم در آثار دیگر نویسندگان نیز ظاهر شده بود، از آنجا که ویکتور هوگو در ترویج این سبک پیش‌قدم شده و در این راه سعی وافری داشت، او را به عنوان مبتکر رمانتیسیسم می‌شناسند. هوگو در سال ۱۸۴۱ میلادی باوجود مخالفت بدخواهان به عضویت آکادمی فرانسه در آمد و در سال ۱۸۴۸ نیز نماینده مجلس این کشور شد. پس از انقلاب، ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۱ میلادی درپی کودتایی برخی از مخالفان را به تبعید فرستاد که ویکتور هوگو نیز در میان آنان بود. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.