

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پستخانه علاقمندان به هندوستان و سفرهای معنوی می توانند همراه با پسرک این کتاب شوند که با وجود بیماری اش که او را خانه نشین کرده ، در کنار پنجره خانه به رویاهای سفرهای دور و درازی فرو می رود. پسرک، اتاقی را انتخاب کرده که پنجره دارد؛ تا عابران را ببیند و با آنها حرف بزند. آمل، پسری بیمار است. او پدر و مادرش را از دست داده و حالا نزد پدرخوانده مهربانش زندگی میکند. آمل بهعلت بیماری نباید در معرض هوای آزاد باشد، اما دلش میخواهد جاهای نادیده را ببیند و از کوهها بالا برود؛ او دلش پرواز و سفر میخواهد. پدرخوانده که پیش از داشتن آمل مردی پولدوست بود، حالا به خاطر پسرک حاضر است هر کاری کند. او دلش میخواهد آمل دانشمند شود، اما پسرک میخواهد دنیا را ببیند. پزشک گفته است پسرک باید تا بهبودی کامل در فضای بسته زندگی کند. آمل اتاقی را که پنجره دارد، انتخاب کرده تا بتواند بیرون و رهگذران را ببیند. پیرمردی از آشنایان پدرخوانده، خود را «جهانگرد» معرفی کرده و به دیدار پسرک آمده است. او برای آمل از سرزمینهای دور حرف میزند و از اتفاقات عجیب؛ آمل او را دوست دارد. پسرک فکر می کند که سرانجام یک روز پادشاه برای او نامهای خواهد نوشت .... *نمایشنامه: The Post Office(۱۹۱۲) فیلم: Dak Ghar(۱۹۶۵) --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


