

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
روین د. یالوم در کتاب خیره به خورشید: غلبه بر هراس از مرگ ، تلاش دارد در قالب زبانی روایی، خواننده را با تجربه و فلسفه مرگ آشنا سازد و او را از چنگال هراس از مرگ برهاند. اروین د. یالوم (Irvin David Yalom) روانپزشک و روان درمانگر است و از مطالعه وسیعی برخوردار است و جابهجا از کتابهای شاخص ادبیات جهان که به موضوع مرگ پرداختهاند و همچنین از فیلمهای نامداران سینما در جهت بسط موضوع بهره میگیرد و به همه اینها استفاده از فکر فلاسفه بزرگ دنیا و درمانهای بالینی را میافزاید. به طوری که کتاب برای همه ردههای سنی، از ۱۴-۱۵ سال گرفته تا ۹۰ سالگی دل انگیز و جذاب و قابل استفاده و راه گشاست و میتوانیم ادعا کنیم خواندنش بر همه لازم و واجب است. در بخشی از این کتاب (Staring at the sun: overcoming the terror of death) میخوانیم: دو قسم تنهایی وجود دارد: تنهایی روزمره و تنهایی وجودی. اولی بین اشخاص است، رنج گوشهگیری از مردمان دیگر. این تنهایی که غالبا با ترس از صمیمیت یا احساس طرد شدن، شرم، یا بیارزش بودن همراه است برای همهمان آشناست. در حقیقت بیشترین کار روان درمانی متوجه کمک به بیمار و یاد دادن ایجاد روابط صمیمانهتر و مستمرتر و پر دوامتر با دیگران است. تنهایی بر اضطراب مرگ میافزاید. غالبا فرهنگ ما پردهای از سکوت و انزوا دور مرگ میکشد. افراد خانواده در حضور آدم در حال مرگ مبهوت میشوند و نمیدانند چه بگویند. میترسند مبادا آدم در حال نزع آشفته شود. همچنین از ترس این که مبادا شخصا با مرگ خود روبرو شوند زیاد به او نزدیک نمیشوند. زمانی که مرگ انسانی فرا میرسید، حتی خدایان یونان از ترس میگریختند. این انزوای روزمره دو کارکرد دارد: نه فقط خوب مراقبت میشود که از آدم رو به مرگ دوری کنیم، بلکه خود آدم رو به مرگ اغلب برای انزوا همدستی میکند. اینها به استقبال سکوت میروند تا مبادا کسانی را که دوست دارند به دنیای دل مرده و مخوف خود بکشانند. کسی که جسما بیمار نباشد، اما در چنگ اضطراب مرگ بیفتد، همین احساس را پیدا میکند. البته چنین انزوایی شامل هراس هم میشود. چنان که ویلیام جیمز یک قرن پیش نوشت: «مجازاتی شیطانیتر از این اگر چنین چیزی از لحاظ جسمی امکانپذیر میبود نمیتوان ابداع کرد که رشتۀ پیوند کسی را با جامعه ببریم و از آن پس او را از دسترس و توجه دیگران دور کنیم.» دومین شکل تنهایی، انزوای وجودی، ژرفتر است و از شکاف پر نشدنی بین فرد و سایرین ناشی میشود. این شکاف نتیجۀ آن است که نه تنها هر یک از ما تنها به هستی پرتاب شدهایم و ناچاریم تنها از آن بیرون برویم، بلکه این نکته نیز در آن دخیل است که هر کدام از ما در دنیایی به سر میبریم که تنها برای ما شناخته شده است. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





