

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#داستان_های_بهارات#ناراینا_کاستوریهومن_بابکمجموعه_داستان " گزیده ی مجموعه داستانهای بهارات داستان هایی معنوی از سرزمین هند".وکیلی در دهی زندگی می کرد. او بسیار نیکنام و در دفاع از ستم دیدگان یا کاهش جزای گناهکاران بسیار کارکشته و مشهور بود و هر بامداد پیش از طلوع خورشید از خواب بر می خاست و خدا را نیایش میکرد. روزی از روزها هنگامی که سرگرم نیایش روزانه بود، شنید که یکی از موکل هایش به خانه آمده است و از عروسش پی او را می گیرد:” خانم، جناب وکیل خانه هستند؟ امکان ملاقات با او هست؟”عروس پاسخ داد:” پدر شوهر من اکنون نزد پینه دوز است. اگر ممکن است صبر کنید.”--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


