پادگرد
کاور 1130 میشل استروگف✍️ژول ورن
هزارداستان

1130 میشل استروگف✍️ژول ورن

۲۸ خرداد ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 41 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

📙 میشل استروگف ✍🏻 ژول ورن 📝 اقتباس: مریم بذرافشان ، مهشید دشتی 🎙 راوی : همت مومیوند ©️ منبع : #ایرانصدا کتاب «میشل استروگف»، نوشته‌ی «ژول ورن»، درباره‌ی یک فرمانده جنگی تزار است که در سفری پرخطر و پرماجرا به‌دنبال جلوگیری از دسیسه‌ای علیه میهن است. میشل استروگف، قهرمان رمان که فرمانده ارتباطات تزار است، مأمور می‌شود که پیام مهمی را به شهر دورافتاده‌ی ایرکوتسک در سیبری شرقی برساند. بر اثر تحریکات شخصی به نام ایوان اوگارف، افسر سابق گارد امپراتور که خلع درجه شده و درصدد انتقام‌جویی است، قبایل تاتار شورش کرده و پادگان ایرکوتسک را در معرض تهدید قرار داده‌اند. حوادث غیرعادی و فرازونشیب‌هایی که میشل استروگف در این سفر از میان دشت‌های پهناور سیبری و در راه مبارزه با اوگارف با آنها مواجه می‌شود، صحنه‌های هیجان‌انگیزی را ایجاد می‌کند، مثلاً صحنه‌ای که در آن قهرمان رمان به چنگ ایوان می‌افتد و چشم‌هایش را میل می‌کشند تا کور کنند، ولی او خوش‌بختانه بینایی خود را حفظ می‌کند، و نیز صحنه‌ی پایان کار ایوان که برای پیش‌برد نقشه‌هایش خود را پیک تزار جا می‌زند. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.