پادگرد
کاور 1733 کلاه پوستی برای رفیق یفیم سمیونوویچ راخلین✍️ولادیمیر واینوویچ
هزارداستان

1733 کلاه پوستی برای رفیق یفیم سمیونوویچ راخلین✍️ولادیمیر واینوویچ

۲ آذر ۱۴۰۲ · 5 ساعت و 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«کلاه پوستی برای رفیق یفیم سمیونوویچ راخلین» نوشته ولادیمیر واینوویچ است. آثار این نویسنده، فوق العاده هوشمندانه، خنده‌دار، توام با طنز انتقادی و مایه‌های انسانی است. «کلاه پوستی برای رفیق یفیم سمیونوویچ راخلین» هجویه‌ای نیش‌دار بر زندگی در شوروی سابق است. نویسنده‌ای به نام یفیم راخلین، می‌فهمد که اتحادیه نویسندگان، کلاه‌هایی مختلف متناسب با اهمیت و جایگاه اعضا به آنها می‌دهد؛ کلاه پوست گوزن برای برترین نویسنده، کلاه پوست موش آبی برای نویسنده پیشرو، کلاه پوست موش‌خرما برای نویسنده برجسته و همینطور کلاه‌های دیگر برای نویسنده‌های مختلف دیگر. یفیم بی‌صبرانه می‌خواهد بداند چه جایگاهی در این سلسله دارد؛ پس با عجله به دفتر رئیس اتحادیه می‌رود و با حقیقتی غیرمنتظره رو به رو می‌شود؛ کلاه پوست گربه نر! یفیم که هجده سال است عضو اتحادیه بوده، درباره انسان‌های نجیب و شجاع کتاب نوشته، با سانسورچی‌های شوروی مشکلی نداشته و مدال‌هایی به عنوان کهنه سرباز گرفته است. کلاه پوست گربه نر را برای خود ناعادلانه می‌بیند. او این ظلم را برنمی‌تابد و در مسیرش برای احقاق حقوق خود، وارد ماجراهایی عجیب و جذاب می‌شود. «یفیم خودش آدم شجاع و نترسی بود. او در سفرش به پامیر در تبت از صخره‌ای مرتفع و خطرناک سقوط کرده بود، در آب‌های پرخروش قطبی تا مرز غرق شدن پیش رفته بود و در حین نبرد برای خاموش کردن چاهی نفتی دچار سوختگی شده بود. با این حال، یفیم از برخی چیزها نیز می‌ترسید: عدد سیزده، گربه‌های سیاه، ویروس‌ها، مارها، سگ‌ها و خودکامه‌ها. از نظر یفیم خودکامه‌ها کسانی بودند که او به لطف و مرحمتشان نیاز داشت. بر این اساس، خودکامه‌ها شامل سردبیران نشریات، رؤسای اتحادیه نویسندگان، مأموران پلیس، دربان‌ها و سرایدارها، بلیت‌فروش‌ها، کارکنان فروشگاه‌ها و مدیران مجتمع‌های مسکونی می‌شدند. یفیم هر زمان که برای طرح درخواست‌هایش به سراغ خودکامه‌ها می‌رفت قیافه مفلوکانه‌ای می‌گرفت؛ و برایش هم فرقی نمی‌کرد که درخواستش کوچک است یا بزرگ. و این قیافه چنان رقتبار بود که فقط سنگدل‌ترینِ خودکامه‌ها می‌توانست درخواست یفیم را رد کند.» دیالوگ‌های استعاری، شخصیت‌پردازی سریع و موثق و طنز انتقادی قدرتمند از جمله خصوصیات این اثر است. مخاطب با خواندن این داستان احساس می‌کند بازدیدکننده‌ای از سرزمین عجایبِ آکنده از شوخ‌طبعی‌ها است. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.