پادگرد
کاور 1823 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی2/5✍️نئودور آدرنو
هزارداستان

1823 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی2/5✍️نئودور آدرنو

۱۲ بهمن ۱۴۰۲ · 3 ساعت و 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است. --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.