

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
📙بر بال باد نشستن ✍️شهرنوش پارسی پور 🎙صدای: حسین لی از «عروسی» به «سِفر خروج» میرسد. محمود و جمیله دو تن از شخصیتهای اصلی رمان هستند. محمود که درویش و نمازخوان و درستکار است، همسر جمیلهی زیباست که از همه دل میبرد و از «شاه» طرفداری میکند. یکی از دوستان محمود به وی میگوید: «زن تو از آن زنهایی است که کتک لازم دارند» محمود اما با پوزخند پاسخ میدهد: «زن من جزو آن دسته از زنهایی است که هرگز نباید کتک بخورند. این دسته از زنها «آزاد» هستند. آزادیشان طوریست که اگر آنها را بزنی به یک مار سمّی تبدیل میشوند و آنوقت اگر نیش بزنند بد طوری میزنند… من البته نمیتوانم دست روی زن دراز کنم، اما اگر هم بکنم میدانم که این زن را از دست خواهم داد. او حتا به قیمت بدبخت کردن خودش از من طلاق خواهد گرفت». محمود هرگز جمیله را نمیزند. جمیله نیز «مار سمّی» نمیشود. لیکن با روابط خارج از زناشویی با توجیهاتی که برای خودشان قانعکننده است، هر دو یکدیگر را فریب میدهند. در طول رمان شاهد عشق و کشاکش میان این دو و سرکشیهای آنان هستیم. بر بالباد نشستن»، گونه اى از رمان است كه بين تاريخ نگارى، بيوگرافى، وادبيات، مرز مشتركى ايجاد مي كند. چرا كه ازسويى، زندگى شخصى نويسنده در متنمسائل اجتماعى در آن بازتابيده، و از سوى ديگر، واقعيت و تخيلى كه در ذهن فعال وپوياى او، مداوماً به هم جا مي سپارند. رمان،در بهار۱۳۲۲ ، با ازدواج يك زوج از متمولان شهر در «باشگاهافسران»، شروع مي شود، و با تنهايى و دربه درى خانواده ى همان عروسو داماد در پناهندگى و مهاجرت، به تلخى پايان مي گيرد. ساختار ساده ىروايت و زبان دلپذير شهرنوش پارسی پور نمي گذارند كه اين كتاب قطور رانخوانده رها كنيم بر بالباد نشستن»، گونه اى از رمان است كه بين تاريخ نگارى، بيوگرافى، وادبيات، مرز مشتركى ايجاد مي كند. چرا كه ازسويى، زندگى شخصى نويسنده در متنمسائل اجتماعى در آن بازتابيده، و از سوى ديگر، واقعيت و تخيلى كه در ذهن فعال وپوياى او، مداوماً به هم جا مي سپارند. رمان،در بهار۱۳۲۲ ، با ازدواج يك زوج از متمولان شهر در «باشگاهافسران»، شروع مي شود، و با تنهايى و دربه درى خانواده ى همان عروسو داماد در پناهندگى و مهاجرت، به تلخى پايان مي گيرد. ساختار ساده ىروايت و زبان دلپذير شهرنوش پارسی پور نمي گذارند كه اين كتاب قطور رانخوانده رها كنيم --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


