

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شب دوازدهم | در غیبت سپیده پیادهای سنگ می زند. سنگ بر پیشانی پسر فاطمه می خورد و خون جاری می شود. ذوالجناح، عطش فراموش می کند و چرخ می زند. حسین به دستاری، خون از دو چشم می گیرد که تیری بر سینه اش می نشیند. تیر بیرون می کشد و دست بر زخم می نهد و آرام می نالد:«خدایا تو میدانی، مردی را می کشند که روی زمین، پسر پیغمبری غیر او نیست.» و بعد، مشت پر خون بر آسمان می پاشد و صورت به خون دست خضاب می کند و می گوید: «جدم را این گونه ملاقات می کنم و به او شکایت می برم.» تهیه شده در «گروه پادکستهای همیشه در میان»حمایت شده از سوی «هایوب» برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




