پادگرد
کاور هان! - شب بیستم محرم - جان باختن به راه سلیمان
هان

هان! - شب بیستم محرم - جان باختن به راه سلیمان

۶ شهریور ۱۴۰۰

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شب بیستم | جان باختن به راه سلیمانبغض راه گلویم را بسته بود. دلم می خواست سر بر شانه‌اش بگذارم و بر مظلوميتش بگریم. امام جلوتر آمد، لبخندی زد و دستم را به لطف در دستش گرفت و آرام با من راه آمد و گفت: «ای نافع! به خدا سوگند، این وعده‌ای است که در آن خلافی نیست.» و بعد که موج غم و اندوه را در صورتم دید، ایستاد و به سمتی اشاره کرد و گفت: «شب است و تاريك! از آنسوی، از میان شکاف آن دوتپه که بگذری، می توانی خودت را نجات بدهی!» دیگر حالم را نفهمیدم. به پایش افتادم، صورت خیس از اشکم را بر قدم‌هایش گذاشتم و هق هق کنان گفتم: «مادرم در مرگم بگرید اگر چنین کنم.»اینک پادکست «هان! تشنه‌لبان» تهیه شده در گروه پادکست‌های «همیشه در میان»حمایت شده از سوی «های‌وب» برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.