

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شب بیست و چهارم | نامه ای با بوی خونصبر کردم تا اثر نامه عبیدالله را در چهره حر ببینم. حر را که دلمرده و دلسرد دیدم، یقین کردم نامه عبیدالله با خود، بوی خون آورده است. پیش رفتم و به سوار گفتم: «تو، مالك بن نسیر نیستی؟!»او گفت: «آری!»به خشم گفتم: «مادرت در عزایت بگرید! چه آوردهای؟»گفت: «فرمان عبیدالله را آوردهام و به بیعت خود با او وفادار مانده ام!»گفتم: «نافرمانی پروردگار نمودی و عبیدالله را اطاعت کردی به چیزی که موجب هلاکت توست. با این پیغام، ننگ و آتش برای خود خریدی!»اینک پادکست «هان! تشنهلبان»تهیه شده در گروه پادکستهای «همیشه در میان»صاحب امتیاز «هایوب» Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
