
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شب بیست و نهم | به خاطر سیصد درهمسر مقدس سید الشهدا در تشت بود و نانجیب با چوب دستی بر دندان و لب نازنین او میزد. زینب با لباسی پاره که پیشتر هرگز آنچنان بر تن نکرده بود و در حلقهای از زنان دیگر وارد شد و نشست. ابن زیاد گفت: این که نشست، که بود؟ زینب با او سخن نگفت.عبيدالله ، سه بار پرسید و زینب در هر سه بار، ساکت ماند. یکی از کنیزانش گفت: این، زینب، دختر فاطمه و علی است.ابن زیاد گفت : دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟ زینب فرمود: « جز زیبایی ندیدم. شهادت، برایشان مقدر شده بود و آنان به سوی شهادتگاهشان شتافتند، و خدا به زودی، ما و تو و ایشان را گرد میآورد» اینک پادکست «هان! تشنهلبان»تهیه شده در گروه پادکستهای «همیشه در میان»صاحب امتیاز «هایوب» Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
