

۲۰ آبان ۹۹؛ ارزی که به کار بازار نیامد؟!
۲۱ آبان ۱۳۹۹ · 4 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ارزی که به کار بازار نیامد؟! شاخص کل امروز با افت بسیار جزئی همراه شد و به رقم ۱ میلیون و ۲۱۱ هزار واحدی رسید. ارزش معاملات نسبت به روز قبل اندکی افزایش یافت در محدوده ۶ هزار میلیارد تومان قرار گرفت. امروز شاهد خروج حدود ۷۵۰ میلیارد تومان نقدینگی حقیقی ها از بازار بودیم. نرخ ارز و طلا نیز با افزایش اندکی مواجه شده و به ترتیب در محدوده ۲۷۵۰۰ تومان و ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قرار گرفتند. امروز بازار سهام اولین روز آزادسازی نوسانگیری روزانه را تجربه کرد. تقریباً همان اتفاقی که در روزهای عدم ممنوعیت نوسانگیری وجود داشت، امروز نیز رخ داد. به عبارتی خریداران اول وقت، به فروشندگان نیمه وقت تبدیل شدند. اما علیرغم این اتفاق، بازار توانست تا حد زیادی عرضه ها را جذب کند و شرایط به مراتب بهتری را نسبت به روزهای گذشته تجربه نماید، همانطور که روزهای قبل عنوان شد در این روزها بازار در حال شناسایی کف خود می باشد و ریزش قیمتها به حدی بوده است که خریداران را وسوسه به خرید کند. رشد این روزهای نرخ ارز نیز تا حدی به کمک بازار آمد و محرک برخی نمادهای دلاری بازار شد. لذا کگل، کچاد و فملی بیشترین تاثیر مثبت بر شاخص را اعمال کردند. بسیاری از صفوف فروش جمع آوری شد و به نظر می رسد باقیمانده صفوف فروش در برخی گروه ها نظیر پالایشگاه ها نیز به زودی برچیده شود. علیرغم اینکه برخی سعی کردند ابهامات در نتایج انتخابات آمریکا را دلیلی برای سکون بازار عنوان کنند اما به نظر می رسد عوامل دیگری در این وضعیت نقش دارد. فارغ از مسائلی که حول و حوش افزایش احتمالی نرخ سود بانکی به گوش می رسد اما بررسی شرایط نقدینگی بازار تا حدی برخی اتفاقات را عیان خواهد کرد. طی سال جاری و سال گذشته مبلغ سنگینی بالغ بر ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بازار توسط حقیقی ها تزریق شده بود و شاخص را تا اندکی بالاتر از ۲ میلیون واحد رسانده بود. موج خبرسازی ها و تشویقهای دولتی به بهانه های مختلف نظیر ای تی اف های دولتی و تورم ونزوئلایی کشور دلیل اصلی این استقبال از بازار بود. چرا که بازار سهام توانایی جذب نقدینگی خرد را داشت؛ در صورتی که بازار مسکن به هیچ وجه این پتانسیل را نداشت. بازار ارز نیز امنیتی شده بود و بازار طلای فیزیکی نیز محدودیتهای خاص خود را نظیر محدودیت نگهداری و مباحث مالیاتی را در بر داشت. لذا نقدینگی چاره ای نداشت جز اینکه به بورس بیاید. همه چیز بر وفق مراد بود تا اینکه قیمتها بسیار رشد کرد و در بسیاری از نمادها از ارزندگی خارج شد و به تدریج تزریق این نقدینگی در بورس کمرنگ گردید. یک دلیل مهم آن هم عرضه های دولتی و سهام عدالت و سایر حقوقی ها بود که به تدریج نقدینگی ورودی را پس زد. به تدریج انتظارات تورمی با افزایش احتمال پیروزی بایدن کاهش یافت و شرایط بیش از پیش سخت گردید. حقوقی هایی که نقد کرده بودند نیز نقدینگی خود را به هزار زخم زده بودند. مثال بارز آن شستا می باشد. لذا آنها نیز نقدینگی کافی به جهت بازارگردانی و حمایت از سهام زیرمجموعه خود را نداشتند. نهاد نظارتی نیز دست به هر اقدامی زد تا بازار را متعادل کند اما نتوانست و همانطور که طی روزهای قبل نیز عنوان شد مکانیسم های کنترلی بازار از جمله حجم مبنا و دامنه نوسان نیز تشدید کننده جو منفی بودند و هستند. لذا ترس و وحشت سراسری بازار را در بر گرفت و به همان دلایل ذکر شده ناگهان همگان به فکر خروج از بازار افتادند. بدون شک بازار سهام ظرفیت خروج این مقدار نقدینگی تازه وارد از بازار را نداشت و صفوف فروش یکپارچه تشکیل شد. در بانکداری نیز اگر به یکباره همگان به فکر خروج پول خود از بانکها باشند مسلماً بانکها توانایی پرداخت ندارند و اصطلاحاً ورشکست خواهند شد که در علم مالی به آن Bank Run گفته می شود. مشابه چنین وضعیتی را برای بورس ایران نیز می توان ترسیم کرد که در بازارهای مالی و بانکی جهان نیز قبلاً دیده شده است. لذا به دلیل حجم مبنا و دامنه نوسان همیشه بحران ها در بورس تهران ماه ها به طول می انجامد. رکود بزرگ در سال ۱۹۲۱ در آمریکا ناشی از بحران عدم پرداخت بانکها و سقوط بزرگ بورس چین در سال ۲۰۱۵ نمونه های بارزی از این نوع بحرانها هستند. در بورس تهران نیز به نظر می رسد عده زیادی حقیقی همچنان اصرار بر خارج کردن نقدینگی خود دارند. به نظر می رسد حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان تا بحال در این بحران ۳ ماهه از بازار خارج شده باشد اما هنوز بخش زیادی از نقدینگی ورودی در بازار است. لذا اگر از این منظر دیده شود مشخص می شود که چرا بازار سهام علیرغم تمام اتفاقات مثبتی که از قیمتهای جهانی و نرخ ارز رخ می دهد تمایل زیادی به خرید ندارد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

