
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شاخص کل امروز با کاهش بیش از ۳ درصدی مواجه شد و به رقم ۱ میلیون و ۳۵۴ هزار واحدی رسید. فملی، فولاد و فارس بیشترین تاثیر منفی بر شاخص را اِعمال کردند. ارزش معاملات خرد با کاهش ۳۰ درصدی نسبت به روز کاری قبل در محدوده ۱۲ هزار میلیارد تومان قرار گرفت. امروز حقیقی ها حدود۱۸۰۰ میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج کردند. نرخ ارز و سکه نیز نسبت به روز کاری قبل بدون تغییر به ترتیب در محدوده ۲۵ هزار و ۷۰۰ تومان و ۱۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قرار گرفتند. امروز، بازار سهام با کاهشی بسیار جدی مواجه شد. صفوف فروش در اغلب سهام تشکیل شد و کمتر صنایع و نمادهایی به رنگ سبز دیده می شد. عموماً می توان از ریزش های ۳ درصدی از لفظ سقوط استفاده نمود. این اتفاق با خروجِ نقدینگی شدیدی همراه بود و حجم و ارزشِ معاملات نیز کاهش یافت. معاملات نشان می دهد، منابعِ اندکِ بازارگردانان جوابگویِ حجمِ عظیمِ فروشها نیست. شاید، کاهشِ حجم معاملات به این دلیل نیز باشد. فردا روز خاصی برایِ بازار می تواند باشد و بازار به نقاطِ حمایتی مهمی در کف کانال ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی خواهد رسید و باید حمایت شود. انتظار هم البته همین است. چراکه هیچ متغیرِ بنیادیِ مهمی رخ نداده است که بازار از آن بترسد. به نظر می رسد در شرایطِ فعلی، بازارِ سهام بجایِ بازارگردانی به بازارسازی نیاز دارد. البته ترسِ گسترده در بازار سهام ناشی از اثرگذاریِ دومینو وارِ صفوفِ فروش نیز رخ می دهد که اجتناب ناپذیر است. ترسی خود ساخته که ساخته و پرداخته ذهنِ سرمایه گذاران در فضایِ مجازی در خصوصِ اتفاقاتِ سیاسی اخیر در منطقه نیز می باشد. امروز نیز که مصادف است با سالگرد ترورِ شهید سلیمانی، می گذرد و روسیاهی عده ای که بر طبلِ جنگ می کوبند، به ذغال می ماند. مطمئن باشید اگر جنگی در آستانه وقوع بود دلار و سکه زودتر از بورس واکنش نشان می دادند، اما نه تنها هیچ واکنشِ افزایشی خاصی از آنها ندیدیم بلکه مقداری کاهش نیز چاشنی معاملاتِ امروزِ آنها بود. البته شاید اینها بهانه باشد و مقصرانِ این ریزشها را باید در جایِ دیگری هم جستجو کرد. وقتی مجلسِ ما با بازار سرمایه و بورسِ کالا زاویه دارد و نمایندگانِ ما اطلاعاتِ حداقلی از شرایطِ این بازارها ندارند و شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه به جهتِ کاهشِ دستوری قیمتها سر می دهند، تهِ دلِ سرمایه گذاران را خالی می کند. در دهه هایِ گذشته، بارها این شرایط را تجربه کرده ایم. حتی دلارِ ۴۲۰۰ تومانی دادیم اما نتیجه آنها چه شد. جز گرفته شدنِ وقتِ کشور و اقتصاد و رانت پاشی برای عده ای رانت خوار، چه ثمره دیگری داشته است. چرا باید محصولاتِ فولادی در بورس کالایِ ما با فرمولی عجیب و غریب، ۳۰ تا ۴۰% پایینتر از نرخ های جهانی معامله شود. آیا فقط فولاد مبارکه از برق و کارگر و آب و گازِ ارزان استفاده می کند. سایر صنایعِ ما چه کار می کنند. مگر نَوردکاران، لوله و پروفیل سازان و سایر صنایعِ پایین دستی، برق و کارگر و آب و گاز از مریخ می آورند که گرانتر باشد. اگر مشکل، قیمتِ سنگ آهن است، آن را واقعی کنید اشکالی ندارد. فولادسازان ما با سرمایه گذاری در زنجیره تامین، این مشکل را یک بار برای همیشه برایِ خودشان حل کرده اند. چرا لقمه را دورِ سرِ خود می چرخانیم. آیا مشکلِ بازارِ پتروشیمی حل نشد. چرا از این بازار به عنوان یک بازارِ نمونه به جهتِ حلِ مشکل فولاد و زنجیره فولاد استفاده نمی کنیم. منافعِ سهامدارانِ خرد در این دعواها چه می شود. سهامدارانِ عدالت، کجایِ این جریانات قرار دارند. چرا یکبار، سرمنشاءِ گرانی ها را بررسی نمی کنیم. آیا وقتی بودجه کلِ کشور را با کسری می بندیم و دولت را مجبور به استقراض از بانکِ مرکزی به جهتِ جبران این کسری ها می کنیم باید انتظارِ ثباتِ نرخ ارز و کاهشِ تورم داشته باشیم. چه کاری برای جبرانِ کاهشِ ارزشِ پولِ ملی انجام داده ایم. آیا اصولاً در ساختارِ اقتصادِ سیاسیِ ایران، امکانی برای حفظِ ارزشِ پولِ ملی فراهم است. بودجه دستوری، قیمتگذاری دستوری، اقتصاد دستوری نتیجه ای جز این بهم ریختگی ساختاری را ندارد. بنابراین آدرسِ غلط ندهیم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
