پادگرد
کاور ۲۹ دی ۹۹؛ در انتظار معجزه؟!
حافظ پلاس | رسانه ی تخصصی بازار سرمایه

۲۹ دی ۹۹؛ در انتظار معجزه؟!

۲۹ دی ۱۳۹۹ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شاخص کل امروز با کاهشی ۳ درصدی مواجه شد و به رقم ۱ میلیون و ۱۴۹ هزار واحدی رسید. فارس، فولاد و فملی بیشترین تاثیر منفی بر شاخص را اِعمال کردند. ارزش معاملات خرد با کاهشی ۴۸ درصدی نسبت به روز کاری قبل در محدوده ۴ هزار میلیارد تومان قرار گرفت. امروز حقیقی ها حدود هزار ۵۰۰ میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج کردند. نرخ ارز و سکه نیز نسبت به روز کاری قبل با کاهش مواجه شد و به ترتیب در محدوده ۲۲ هزار تومان و ۱۰ میلیون تومان قرار گرفتند. ریزش قیمتها و شاخصها امروز نیز تداوم یافت و بجز برخی تک سهام و صنایع بخصوص در گروه سیمانی و داروئی، بقیه نمادها و گروه ها عمدتاً در درصدهای منفی بودند یا با صف فروش به کار خود پایان دادند. گروه های اصطلاحاً دلاری و غیر دلاری همگی با هم با افت قیمتها دست و پنجه نرم کردند. همگی نظاره گر بودند و حمایت حقوقی ها از سهام امروز نسبت به روز قبل کاهش چشمگیری داشت، تحت تاثیر همین اتفاق ارزش معاملات امروز حدود ۵۰% کاهش یافت که تقریباً چنین کاهشی به فاصله یک روز بی سابقه بود. خروج نقدینگی حقیقی ها حتی در همین شرایط نیز ادامه داشت. اخبار تجدید ارزیابی در نمادها و گروه های بزرگ که این روزها به طور رسمی منتشر می شود نیز نتوانست اعتماد سرمایه گذاران را جلب کند. با اینکه متهم ردیف اول ریزشهای بازار همچنان نوسانات کاهشی نرخ ارز است اما در یک اتفاق عجیب حتی نمادهایی که از کاهش نرخ ارز منتفع می شوند نیز همچون خودروئی ها و بانکی ها بسیار پرعرضه بودند. دست آخر اینکه حتی گزارشهای ۹ ماهه نسبتاً خوب نیز نتوانست سرمایه گذاران را از فروش سهام خود باز دارد. البته شاید خودروسازان ۹ ماهه های خوبی نداشته باشند اما سایر صنایع حتی بانکها تا به اینجا گزارشات فصلی در خور توجهی داشته اند. صندوقهای دارا که به نماد بی اعتمادی بورس بدل شده اند نیز با کاهش های ۵۰ درصدی از سقف خود همراه بودند. بنابراین مشکل بازار بی اعتمادی است. بارها از دلایل اعتماد از دست رفته صحبت شده است و نیاز به تکرار و مکررات نیست. وقتی سهامداران خرد و حقیقی بازی می خورند فرار را بر قرار ترجیح می دهند. قرار بود روش بازارگردانی اصلاح شود اما هنوز در پیچ و خم نامه نگاری هاست. این بازار نیاز به یک محرک قوی و یک دخالت فوری دارد. برای شروع می توان طرح “کاهش حد نصاب معاملات بلوکی” را به جهت افزایش محدودیت های حقوقی ها اجرا کرد. این طرح مدتی است که مورد توجه رگولاتوری بازار سهام است و در حال چکش کاری است. حال که قرار است همچون توافق لوزان بخشی از منابع بلوکه شده ایران آزاد یا اجازه فروش نفت به ایران داده شود بهترین کار در سطح کلان اقتصادی کاهش فوری نرخ سود بانکی به جهت جلوگیری از رکود اقتصادی است. کاری که در زمان دور اول دولت روحانی توسط دولت انجام نشد و حتی عکس آن یعنی افزایش نرخ سود بانکی تا سطوح باورنکردنی ۳۰% البته به طور غیررسمی را شاهد بودیم. بنابرای دولت باید از گذشته درس بگیرد. درست یا غلط، تاریخ در حال تکرار شدن است. اگر چه فضای فعلی سال ۲۰۲۱ تفاوتهای ماهوی با فضای سال ۲۰۱۶ دارد اما بازگشت آمریکا به برجام به جهت اعتمادسازی طرفین می تواند شبیه نوعی توافق اولیه همچون “توافق لوزان” باشد تا توافق اصلی با ایران حول محور هسته ای، موشکی یا منطقه ای امضاء شد. امضایی که این بار قطعاً باید به تایید کنگره و سنای آمریکا برسد. کنگره و سنایی که یکدست دموکرات هستند و جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت در طول تاریخ چنین فرصت مغتنمی نداشته است و این را اصولگرایان به خوبی درک کرده اند. لذا به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، بازی های سیاسی ایران به جهت افزایش آزمایشهای موشکی یا غنی سازی ۲۰% یا تولید اورانیوم فلزی به احتمال قوی به نوعی مقدمه ای برای شروع مذاکرات جدید است. ریزشهای بازار ارز نیز به نوعی تحت تاثیر این گمانه ها قرار دارد. البته فعالان بازار ارز نیز به دلیل افزایش ابهامات و نبودن اطلاعات دقیق، به نوعی دچار سردرگمی شده اند و چشم به نوسانات بورس دوخته اند. آنها معتقدند که هر وقت بورس کف خود را شناخت می توان به بسته شدن کف نرخ ارز امید داشت! صد البته که بازار ارز بسیار پیچیده تر از بازار بورس است و بانکها، بانک مرکزی و دولت نقش زیادی در کنترل یا جهش نرخ ها دارند. بنابراین بازار ارز همچنان در بلندمدت متاثر از تراز تجاری، نقدینگی و تورم می تواند در سطوح بالاتری از سطوح فعلی قرار بگیرد اما نمی توان از نقش دولت در کاهش مقطعی نرخ ها چشم پوشی کرد. بخصوص اینکه این روزها قرار است ظاهراً منابع ارزی کلانی توسط دولت کُره آزاد شود. دعواهای سیاسی مجلس و دولت، شاید انگیزه بیشتری برای وارد شدن دولت به این بازی های سیاسی بدهد. خصوصاً اینکه دولت در ماه های پایانی عمر خود به سر می برد و انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری در پیش است. الا ایحال علیرغم تمام این گمانه ها و تفاسیر، فعالان بازار ارز به شدت معتقدند که کاهش نرخ ارز به زیر ۲۰ هزار تومان بعید است و می تواند به شدت ناپایدار باشد. خصوصاً اینکه مجلس کف بودجه را با دلار ۱۷۵۰۰ بسته است. سطوح ۲۰ هزار تومانی نرخ ارز حمایتهای بنیادی، تکنیکی و داینامیکی دارد که شکسته شدن آن نیاز به اخباری گسترده از رفع تحریم ها یا گشایشهای اقتصادی دارد که فعلاً چنین چیزی دیده نمی شود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.