پادگرد
کاور تحلیل بورس امروز ۲۱ فروردین ۱۴۰۰؛ برای چندمین بار رکورد کمترین ارزش معاملات خرد شکسته شد؟!
حافظ پلاس | رسانه ی تخصصی بازار سرمایه

تحلیل بورس امروز ۲۱ فروردین ۱۴۰۰؛ برای چندمین بار رکورد کمترین ارزش معاملات خرد شکسته شد؟!

۲۱ فروردین ۱۴۰۰ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شاخص کل امروز با کاهش حدود ۱ درصدی مواجه شد و به رقم ۱ میلیون و ۲۴۰ هزار واحدی رسید. فولاد و فملی بیشترین تاثیر منفی بر شاخص را اِعمال کردند. ارزش معاملات خرد با کاهش ۲۱ درصدی نسبت به روز کاری قبل در محدوده ۱۵۰۰ میلیارد تومان قرار گرفت. امروز حقیقی ها حدود ۵۰۰ میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج کردند. نرخ ارز و سکه نیز نسبت به روز کاری قبل کاهش یافت و به ترتیب در محدوده ۲۴.۸۰۰ تومان و ۱۰.۵۰۰.۰۰۰ تومان قرار گرفتند. امروز باز هم رکورد زدیم. رکورد کمترین ارزش معاملات ۱۵ ماه اخیر باز هم شکسته شد. نکته اسفناک ماجرا در این است که حدود یک دوم این معاملات به جهت فرار از بازار بوده است. چرا که حدود ۵۰۰ میلیارد تومان خروج نقدینگی حقیقی ها رقم خورده است. بنابراین دومین رکورد معاملات امروز در نسبت خروج پول به ارزش معاملات بود که به بالاترین میزان خود رسیده بود. نقد شوندگی بازار به عنوان یک جزء مهم آن تحت تاثیر دامنه نوسان نامتقارن در شرایط رکودی بازار به شدت از بین رفته است. بهتر بود دامنه متقارن قبلی در سطوح مثبت و منفی ۵% باز گردد و اجازه اصلاح قیمت به سهام داده شود. بی شک اصلاح های بازار عجیب و غریب نخواهد بود و بازار می تواند به تعادل برسد. بسیاری از سرمایه گذاران بلندمدتی مترصد خرید سهام هستند اما به دلیل سنگینی صفوف فروش از خرید اجتناب می کنند. در کمال تعجب با افت روزانه بازار شاهد افزایش ارزش صفوف فروش نیز هستیم. امروز نیز این اتفاق با شیب ملایمی رخ داد و ارزش صفوف فروش به ۵۵۰۰ میلیارد تومان رسید. بسیاری نمی دانند برای چه در صف فروش قرار می گیرند. صرفاً به دلیل تشکیل صفوف فروش روزانه و خاصیت کهربایی آن، شاهد تسری آن به کل بازار هستیم. تنها تعداد انگشت شماری سهم مورد حمایت واقع شدند. لذا بازار در رکود کامل قرار گرفته است. قیمتهای جهانی در سطوح بالایی قرار دارند. نرخ ارز نیز کاهش چشم گیری نداشته است و بازار می تواند کمی پایینتر متعادل شود. اما ترس از ارزپاشی دولت در اقتصاد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و کاهش مصنوعی نرخ ارز دلیلی مهمی برای این رفتار سرمایه گذاران است. چطور رئیس کل بانک مرکزی برای نرخ سود دالان مشخص می کند و به نوعی سقف و کف آن را می بندد؛ آیا نمی تواند برای نرخ ارز هدف گذاری کند. رکود در اقتصاد می تواند فاجعه بار باشد و در دوران وزارت دکتر طیب نیا به عینه چهار سال آن را با نرخ های سود بالا چشیدیم. در آن دوران که مصادف با دور اول ریاست جمهوری روحانی بود به جهت کنترل تورم نرخ سود بانکی به حدود ۳۰% رسیده بود. اما رئیس کل بانک مرکزی تنها به این صحبت بسنده می کند که ارز پاشی در اقتصاد نداریم. اما آیا سرمایه گذاران آن را باور می کنند. سرمایه گذارانی که بارها از دولت دروغ شنیده اند. آیا رئیس کل بانک مرکزی توانایی مقاومت بر درخواست مقامات بالاسری خود را به جهت کنترل نرخ ارز خواهد داشت. رئیس کلی که اخیراً تمام ناکارآمدی های اقتصادی کشور را نتیجه ساختار غلط اقتصادی کشور ارزیابی کرد و خود را بی تقصیر دانست. اینک رکود از هر چیز به ما نزدیکتر است. با اینکه کاهش نرخ ارز به عنوان یک سیاست پوپولیستی مطلوب سیاستگذاران است اما در این مقطع زمانی می تواند بیکاری را تشدید و نارضایتی عمومی را دامن زند. تجربه سالها ارز پاشی در اقتصاد نتیجه ای جز فشرده شدن فنر نرخ ارز و صعودهای چند برابری آن را نداشت که بارها در سنوات قبل شاهد بودیم. این ارز پاشی احتمالی واردات را به صرفه خواهد کرد و بی شک صنایع را به ورطه نابودی خواهد برد. البته این گفتار با فرض احیای احتمالی برجام و آزاد شدن احتمالی منابع بلوکه شده گفته می شود. احیای برجام که هم اینک ظاهراً به واقعیت نزدیک شده است و اخبار آن در رسانه ها منعکس شد. صد البته که باز هم همه سناریوها ۵۰ – ۵۰ است و ساده انگارانه است که تصور کنیم آمریکا به یکباره همه تحریم ها را بر می دارد و ما نیز به تعهدات برجامی خود باز می گردیم. تحریم هایی که در زمان ترامپ، چند لایه و پیچیده شده اند و بسیاری از آنها برای لغو، به تایید کنگره نیاز دارند. شاید آمریکا این تصور را دارد که لغو برخی تحریم ها ممکن است خوشایند تهران باشد و شانس میانه روها برای انتخاب مجدد در انتخابات آتی ریاست جمهوری تقویت شود. اما آمریکا نیز می داند سیاستهای کلی نظام تحت تاثیر تغییر دولتها نیست و حتی انتخاب مجدد روحانی نیز نمی تواند چیزی را برای آمریکا عوض کند. اینک ارزپاشی احتمالی در اقتصاد از هر چیزی به ما نزدیکتر است اما اصولاً کسی از خود پرسیده است که چه مقدار ارز برای تعادل بخشی و کاهش نرخ ارز آزاد نیاز است. آیا تجربه خروج سرمایه در سالهای گذشته درس عبرتی برای ما نشده است. صد در صد هر نوع کاهش نرخ ارز به مقادیر زیر ۲۰ هزار تومان باعث خرید سنگین ارز از سوی سرمایه گذاران خواهد شد و شاهد یک خروج گسترده مجدد ارز از کشور خواهیم بود. ارز احتمالی آزاد شده میراث آیندگان است و نباید صرف خروج سرمایه از کشور شود. یک برآورد نشان می دهد که برای کاهش نرخ ارز به مقادیر زیر ۲۰ هزار تومان نیاز به ۵۰ میلیارد دلار ارز آزاد شده داریم. آیا اصولاً چنین مقادیر ارزی بلوکه شده ای در خارج از کشور وجود دارد که بتواند این مقوله را محقق کند. هم اینک نرخ ارز به عنوان مهمترین متغیر تورم انتظاری و رکود بورس تلقی می گردد و بهتر است برای حل بدون هزینه مشکل بورس، رئیس کل بانک مرکزی به سرعت سیاست ارزی مشخصی را تشریح نماید تا بتوانیم از بحران خارج شویم. راهکارهای کوتاه مدتی دیگری هم وجود دارد که فردا مفصلاً آنها را تشریح خواهیم کرد. کوتاه سخن اینکه امروز بار دیگر یک سیاست اجباری و شکسته خورده در خصوص تامین منابع مالی جهت حمایت از بازار در بازار به صورت غیررسمی مطرح شد. عنوان شده بود که هلدینگها با تامین مالی اوراق بدهی ۲۰ درصدی، منابع آن را به بازار تزریق کنند. این سیاست از همین الان شکست خورده است، چرا که اولاً اجبار می تواند نتایج معکوس بدهد. دوم اینکه عملیاتی شدن این طرح بسیار زمان بر است و تا آن زمان بازار خودش به تعادل خواهد رسید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.