

تحلیل بورس امروز ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰؛ بازار بر لبه تیغ؟!
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 4 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شاخص کل امروز با کاهش حدود ۱ و نیم درصدی نسبت به روز کاری قبل مواجه شد و در رقم ۱ میلیون و ۱۵۴ هزار واحدی ایستاد. فملی و فارس بیشترین تاثیر منفی بر شاخص را اِعمال کردند. ارزش معاملات خرد با کاهش ۱۷ درصدی نسبت به روز کاری قبل در محدوده ۲۱۰۰ میلیارد تومان قرار گرفت. امروز حقیقی ها حدود ۵۶۰ میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج کردند. نرخ ارز و سکه نیز نسبت به روز کاری قبل کاهش داشت و به ترتیب در محدوده ۲۲.۷۰۰ تومان و ۱۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان قرار گرفتند. بازار سهام امروز یک روز نسبتاً بحرانی را پشت سر گذاشت. باز هم تعداد نمادهای سبز انگشت شمار بودند. حجم معاملات کاهش یافت. شیب خروج نقدینگی حقیقی ها تند شد. ارزش صفوف فروش افزایش یافت و تراز درآمد ثابتها نیز مثبت شد. باز هم معاملات خودروسازان تاثیر بر کلیت بازار داشت. پالایشگاه ها، هلدینگها، فلزی ها و حتی معدنی ها نیز بسیار پرعرضه ظاهر شدند. انتشار اخباری نه چندان قوی مبنی بر اعلام نوعی توافق یا بیانیه علاوه بر اینکه نرخ ارز را اندکی کاهش داد بلکه بازار سهام را نیز متاثر کرد. البته باز هم ساده انگارانه است که افت امروز بازار را به کاهش نرخ ارز ربط دهیم. به طور کلی به نظر می رسد نوعی سردرگمی در بازار حاکم است که قدرت تصمیم گیری را از فعالان بازار گرفته است. نوسانات نمادها و عدم پایداری مثبتها از مهمترین دلایل این وضعیت است. فعالان بازار، جایگزینی مدیر عامل سابق تاکسیرانی را به سمت مدیر عاملی شرکت اطلاع رسانی و خدمات بورس، توهینی به خود تلقی کردند. خصوصاً افرادی که سالها در سِمت آموزش و اطلاع رسانی بازار سرمایه سابقه دارند این جایگزینی را در شرایط فعلی بسیار عجیب ارزیابی کردند. این مسائل شاید به طور مستقیم به منفی شدن بازار ارتباطی نداشته باشد ولی قطعاً به طور غیرمستقیم اثراتی خواهد داشت. از طرفی منفی های امروز پس از آن صورت گرفت که وزرات اقتصاد خبر از انتشار اوراق تکلیفی بودجه در سال جدید از خرداد ماه داد. در همین خصوص سید علی خاتمی، رئیس اداره تامین مالی و اوراق بهادار اسلامی وزارت اقتصاد گفت: “امسال فروش ۶۰ هزار میلیارد تومان اوراق بدهی نقدی را خواهیم داشت. از ابتدای خرداد، انتشار اوراق شروع خواهد شد و به طور میانگین هفتهای ۱۵۰۰ میلیارد تومان اوراق به فروش خواهد رسید.” طی روزهای گذشته نیز عنوان شد که نگرانی های فعالان بازار در خصوص اوراق بدهی بی مورد است. چرا که اولاً این اوراق مشتریان ثابت و خاص دارد. دوماً اینکه قرار نیست با انتشار اوراق نرخ های آن افزایش یابد یا جذاب شود. سوم اینکه به طور کلی در نیمه اول سال تقاضای اوراق عموماً کمتر از نیمه دوم سال است. شاید یک خبر از رفع تحریم ها یا یک خبر خوب از برجام نتیجه معکوسی داشته باشد و شادابی و تقاضا را به معاملات باز گرداند. بلاتکلیفی در اقتصاد و بازار از هر چیزی بدتر است و به رکود دامن می زند. اتفاقاً همین اوراق های بدهی که منتشر می شود موجب انباشت بدهی روی بدهی است. این شرایط باز هم نقدینگی را رشد می دهد و انتظارات نسبت به کاهش احتمالی نرخ ارز حتی با رفع تحریم ها را کمرنگ و کمرنگ تر می کند. از دولت روحانی هم زمانی باقی نمانده است که بتواند ارزپاشی در اقتصاد رخ بدهد. در ثانی هنوز سرنوشت توافق قبل از انتخابات ریاست جمهوری روشن نیست. شاید ترسیم دلار افزایشی بعد از انتخابات ریاست جمهوری، ترسیمی عجیب و غیرواقع بینانه قلمداد گردد اما هر گونه عدم توافق و برآورده نشدن انتظارات موجب جهش ارزی شدیدی در اقتصاد ایران خواهد شد. با اینکه سیاستهای کلی نظام در راس نظام تنظیم می شود، اما در هر حال رئیس جمهور نقش مهمی دارد. مشخص نیست که آیا رئیس جمهور بعدی ایران که احتمالاً یک فرد اصولگراست، اصولاً فرایند توافق را تسهیل خواهد کرد یا اینکه موضع سخت گیرانه خواهد داشت. تفکرات رئیس جمهور بعدی در خصوص سیاستهای اقتصادی نیز اهمیت به سزایی دارد. هرگونه سیاستهایی که در خصوص قیمتگذاری دستوری وجود دارد ممکن است توسط یک رئیس جمهور پوپولیست تداوم یابد. این در شرایطی است که در حال حاضر نیز اقتصاد ایران از این سیاستها زجر می کشد و به تبع آن شاهد اثرگذاری آن بر بورس هستیم. جا دارد سیاستگذار بورسی اینک که شاخص در محدوده های حساسی قرار دارد با شدت بیشتری به فکر متعادل سازی بازار باشد. هر گونه سهلنگاری در این خصوص موجب شکسته شدن حمایتهای فعلی شاخص در محدوده های ۱ میلیون و ۱۵۰ هزار واحدی خواهد شد که موجب افتهای بیشتر است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



