پادگرد
کاور نشست پل سلان
گزارش آوایی از سلسله نشست های شعر جهان استاد بابک بهاری

نشست پل سلان

۳۰ مرداد ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«به نام خدا» شانزدهمین سلسله نشست های شعر جهان با پرسمان شعر "فوگ مرگ"(شاعر نام اثر را از تانگوی مرگ به فوگ مرگ تغییر داده است) شاعر و مترجم فرا ملیتی (رومانیایی، اتریشی، آلمانی) در فرهنگان رازی برگزار شد. از برگرداننده های شعر های این شاعر و مترجم بزرگ می توان از تورج رهنما، علی عبدالهی، خانم بهادر، سهراب مختاری ، محمد مختاری ، محمدرضا فرزاد ، کامران جمالی و دکتر علی غضنفری نام برد. شش کتاب در زمان زندگی و دو کتاب پس از مرگ سلان چاپ شده است که از ویژگی های شعرهای پایانی او سخت خوانی وشخصی گرایی شاعر است.: یک دست/میز، از چوب وقت،با/برنج و شراب./ساکت/می شویم،می خوریم، می نوشیم./یک دست که بوسیدمش،/برای دهان ها می تابد./) " زبان فرهنگ است، زبان تنها سخن گفتن نیست بلکه زیست و حس ما همراه واژگان هم هست." بابک بهاری زمینه را برای کشف جهان سلان با جمله ای از او آماده می کند." شعرهای من چون پیامی هستند که در یک بطری. ممکن اند از آب گرفته شوند یا نشوند؛ از خلال تابستان/تو می توانی به سادگی از من/با برف پذیرایی کنی،/زیرا هربار که با درخت توت/شانه به شانه از خلال تابستان گذشتیم،/واپسین برگش فریاد می کشید./ اما این خطر کردن برای شعر هم چون نیاز به ارتباط بایسته است." پل سلان شاعری ست که هفت زبان را در سفرها و فرارهایش زیسته و اشعار 42 شاعر گوناگون را ترجمه کرده است. در آثارش رنگ پررنگی از یهودیت و مسیحیت و واژه های فرهنگ ساز دینی به چشم می خورد. سورئال ها، سمبولیست ها و اکسپرسیونیست ها در شعر هایش نمود چشم گیری دارند و در پایان ما را به جهانی شخصی شاعر می رساند." ما با چنین جانوری روبه رو هستیم" آقای بهاری بی پروا ادامه می دهد: پل سلان هدف به هم ریزی زبان را دارد، اما نه بشیوه سورئالیست ها. او نمی خواهد به آلمانی بسراید چون که شاید دست های کسی کتاب هایش را بگیرد که به خون مادرش آلوده بوده اند و از سویی می داند که راه دیگری ندارد. از این رو آلمانی شسته رفته ی نازی ها را در هم می شکند و همه چیز آن را جا به جا می کند، نتیجه می شود یک زبان غیر رسمی آلمانی. چیزی که به گفته ی مترجم علی عبدالهی: پل سلان به سکوت می رسد. چاشنی جلسه، پخش اپرا خوانی از شعرهای سلان، تک نوازی با گیتار و خوانش فارسی ((فوگ مرگ)) به نشست رنگ دیگری داد. اما آنچه دوستداران شعر جهان را به سر شوق آورد نمایش خلاق همزمان آقای بهاری با بازخوانی شعر فوگ مرگ همراه صدای حسین منصوری بود، بیلچه و مار و لیوان سیاه و تفنگ را روی میز پیش دست داشتن! بخش بعدی نشست به بررسی دقیق شاهکار سلان فوگ مرگ و بازتاب سه مکتب در آن پرداخته شد. باز کردن پرسمان های ایماژیسم(تصویر گرایی) و ورتیسیم(گرداب) و بهره گیری بسیار فوق العاده، نکته ای که تا کنون در هیچ جا گفته نشده بود. زمان لرزان و پایان شعر باز و همیشه در حال انجام شدن، با توجه به امر ناگزیری که رخ داده است هر خواننده خوانش خودش را دارد، شعری مرثیه ایست که لحن مرثیه ندارد. شاعر ما را به یک مرگ سرا باز می خواند.((آنسلم کیفر)) هنرمندی ست که بر اساس شعرهای سلان آثار نقاشی در خوری آفریده است که با اندک جست و جو در دسترس می باشند. پیرو نشست آقای بهاری(با توجه به 16 ترجمه از شعر بالا) برای گرمی، آتش ترجمه را با گفته از خود شاعر برافروخت: با کمترین فاصله از نوشته شاعرانگی شعر را منتقل کنید شکل آن را نگاه دارید و موسیقی آن را حفظ ( اشاره به اصالت نوشته و درستی متن). و خواستار آن شد برای ارتباط با جهان بیرون از دنیایمان بر آییم و هر چه بیشتر گنجایش های زبانی را بیاموزیم و بیازماییم. و در پایان همچنان: شیر سیاه سپیده دَم می نوشیمش در غروب/ می نوشیمش در نیمروز و در صبحگاه می نوشیمش در شب/ می نوشیم و می نوشیم/ (برگردان سهراب مختاری و احمد پوری)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.