پادگرد
کاور نشست گارسیا لورکا
گزارش آوایی از سلسله نشست های شعر جهان استاد بابک بهاری

نشست گارسیا لورکا

۲۳ مهر ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 44 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

به نام خدا یازدهمین سلسله نشست های شعر جهان با موضوع تحلیل شعر مرثیه ای برای ایگناسیو سانچز مخیاس اثر لورکا و با حضور مهمان ویژه استاد اصغر عطاالهی در فرهنگان رازی برگزار شد. " شاعران غیر فارسی پر کتاب در ایران شمارشان به هشت تا ده نفر می رسد، کسانی مانند نرودا، اکتاو پاز ، ناظم حکمت و لورکا. اما براستی چند مترجم شعر داریم که ترجمه ی آنها چنان با اثر در هم آمیزد که پس از آن کمتر کسی سراغ آن اثر برای ترجمه برود؟ و یا حتا با شنیدن اثر تنها به یاد یک مترجم می افتیم؟ " بابک بهاری نشست را با این پرسش چالش برانگیز آغاز نمود. میان همه ی نام هایی که (در حدود 21 نفر ) شعر از لورکا به فارسی ترجمه کرده اند ، تکیه ما بر ترجمه ی احمد شاملوست. ترجمه شاملو به شدت به کیفیت زبان توجه می کند و آسان از کنار ، لحن شاعرانه اثر، گذر نمی کند آنچنان که هنگام خوانش واسطه ای به نام مترجم احساس نمی شود. فدریکو گارسیا لورکا پیانوییست، آشنا به موسیقی ، تئاتر و ترانه های سرزمینش بود. پایه بسیاری از شعرهایش تصنیف ها و بالادهای مردمی بود. در اثرهایش نقش ترجیع بند آشکار است. نقشی که گاهی با یک پارادوکس تلخ به پایان می رسد.از ویژگی های شعرهایش سادگی و مجاز، رنگ و خیال و موسیقی است. او در سی و هفت سالگی مرثیه ای برای (( ایگناسیو سانچز مخیاس )) در سوگ کشته شدنش در یک مسابقه ی گاوبازی می سراید و سال پس از آن در سن سی و هشت سالگی به دست فاشیست ها تیرباران می شود .پیکر وی هرگز پیدا نمی شود و تنها می توان گفت بخشی از خاک کشور اسپانیاست. "خودکشی در اسکندریه" ، "فصلی در غرناطه" و " چکامه ای برای سالوادور دالی " سه کتاب ترجمه شده از لورکا هستند که به سبب نثر-شعر بودن و نگارش ستایش آمیز از گرانادا شهر محبوب لورکا دارای ویژگی خاص می باشند.تنها هفت نفر از بیست مترجم دست به ترجمه ی مرثیه. ایگناسیو زده اند. احمد شاملو، آلبرت کوچویی ، رضا معتمدی ، عبدالعلی دست غیب ، بیژن الهی ، زهرا رهبانی و حسن صفدری . تمرکز اصلی بابک بهاری بر چهار واژه ی بند اول اثر « در ساعت پنج عصر » با مقایسه ی همین سطر از بند نخستین هر هفت ترجمه بود که به این نتیجه می رسد که چرا ترجمه ویترین زبان است ، در ترجمه است( البته با واسطه ای مهم بنام مترجم) که می توان توانایی ها و ظرفیت های یک زبان را نشان داد.درک مطلب، نقش لحن، شاعرانگی، توازن زبان و ذهن و تقدم آنها بر هم توسط مترجم مواردی بود که بدان ها اشاره شد. در ادامه بابک بهاری اطلاعات دقیقی از شعر به ما می دهد: بخش نخست 52 خط است و 26 بار( در ساعت پنج عصر) یک در میان تکرار می شود.زبان فارسی تکیه گاه های زبان اسپانیایی را ندارد پس چگونه باید انرژی ویژه آن زبان را در ترجمه وارد کرد؟ احمد شاملو با کشف موسیقی درونی حروف زبان فارسی به این امر پرداخت ، و با ترکیب مصوت ها و صامت ها و واج آرایی ظریف ما را به سرچشمه می رساند. پاسخ اینجاست « در ساعت پنج عصر» تکرار و ضربآهنگش. جمله ها در بند نخست اثر کوتاهند و ساده.خیال انگیزی یا تصویرگرایی خاصی در آن دیده نمی شود و شاملو کاملا نسبت به این موضوع آگاه و با مهارت کار کرده است.مرثیه چهار بخشی اصلی دارد 1) حادثه و حول آن- پذیرفتن یا نپذیرفتن آنچه رخ داده و تایید آگاهانه بر زمان 2) در حال پذیرش مرگ- هفت بار می گوید نه نمی خواهم ببینمش [دالی بازی تلخ شاعر با مرگ] 3) مرگ را پذیرا می شود و گزارش می دهد- آرایه های تصویر در این بند بیشتر از هر جایی هستند و در چهارمین بند وزن شعر سپید می شود و شاعر از روح و جاودانگی سخن می گوید. آقای بهاری می افزاید: توجه ما به ترجمه ی شاملو به سبب کشش کورکورانه ما نسبت به این شاعر بزرگ نیست بلکه این ترجمه نشان دهنده ی اهمیت و ارزش زبان فارسی و غافل بودن ما از آن در سروده ها و ترجمه هایمان می باشد. در پایان نشست با تعریف شاملو از شعر به پایان خود رسید. " شعر هر تعریفی که از آن می خواهید داشته باشید در هر صورت هنر کلامی ست و متکی به شگردهای کلامی.ترجمه کردن هم به سختی آفریدن شعر است. جز این که اینجا شرافتمندانه باید حقوق شاعر را رعایت کنیم. دی ۱۳۹۷

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.