پادگرد
کاور عمان سامانی گنجینه اسرار در بیان اشتداد وجد و حال آن سید بی همال Oman Samani Ganjinatol AlAsrar
Greatest Persian Mystical Poets. Rumi, Hafez, Razi Aldin Artimani, Oman Samani

عمان سامانی گنجینه اسرار در بیان اشتداد وجد و حال آن سید بی همال Oman Samani Ganjinatol AlAsrar

۱۲ دی ۱۴۰۲ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

عمان سامانی گنجینه اسرار در بیان اشتداد وجد و حال و انقلاب آن سید بی همال که مبادا، فدایی آید یا، بدایی ( پیدا شدن راهی دیگر) رخ نماید Oman Samani Ganjinatol AlAsrar واقعا اینقدر این اشعار غم دارد که اصلا نمیشه از روش خوند. اینجا میگه برای اینکه حضرت حق نکنه یک وقت نظرش عوض بشه از اینکه امام حسین علیه السلام و یارانش نتونن به نبرد بروند، هیچ خروشی از خودشون نشون نمی دادند. نکنه اگر خروش به گوش حضرت حق برسه، او بر آنها رحم آورد و سعادت شهادت نصیبشون نشه. میگه نکنه مثل حضرت ابراهیم که قرار بود حضرت اسماعیل را ذبح کنه، خدا هم اینجا جور را از اینها برداره و ماجرا عوض بشه. برای همین به یارانش فرمود زان نمی آرم بر آوردن خروش ترسم او را آن خروش آید به گوش تا نکنه که : اندک اندک دست بردارد ز جور ناقص آید بر من این فرخنده دور تا اینکه حر، گفت: کای صورتگر عرض و سما ای دلت آیینه ایزد نما اول این آیینه از من یافت زنگ من نخست انداختم بر جام، سنگ و نهایتا قصد جانان کرد و جان بر باد داد رسم آزادی به مردان یاد داد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.