

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
زن و شوهری در یک خانه، اما در دو طبقه ی جداگانه، زندگی می کنند. آنها درطول سال ها از هم فاصله گرفته اند و پس از آنکه موضوع کمک های خیریه به نیازمندان پیش می آید، خانم خانه جداگانه به این موضوع می پردازد و مانع از دخالت های همسرش می شود... راوی، یعنی پاول آندریچ که مالکی ۴۶ ساله و مهندس راه سازی است، از کار خود کناره گیری کرده و در روستای پدری خود اقامت می کند تا در آرامش به ادبیات مشغول شود. او نامه ای بی امضا دریافت می کند که در آن نوشته شده اهالی روستای «پستروو» دچار مضیقه مالی شدیدی هستند و از راوی خواسته شده تا به آنها کمک کند. راوی حدس می زند که نامه را پرستار درمانگاه روستا نوشته است. او که بی حوصله شده، کمی فکر میکند و به این نتیجه میرسد که برای کمک به روستاییان احتیاج به آدمی قابل اعتماد دارد. تنها کسانی که با او زندگی می کنند، پیرزنی ۷۰ ساله به نام ماریاست که معلم سرخانه ی کودکی او بود و دیگری همسرش (ناتالیا) که روابط صمیمانه ای با هم ندارند و هرکدام در طبقه ای جداگانه از هم زندگی میکنند. ماریا به او پیشنهاد میدهد که از ایوان ایوانیچ استفاده کند که پیرمردی فعال و پرجنبوجوش و دوست خانوادگی آنهاست. برای همین راوی نامهای به او مینویسد و او را به ملک خودش دعوت می کند و ... ------------------------------------------------- امیدواریم از شنیدن این کتاب صوتی لذت کافی را ببرید و با لایک کردن این پست و به اشتراک گذاری آن با دوستان خود همگی در مدار آگاهی و زیبایی قرار گیریم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





