

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
«مصلحالدین» برای رفتن به «مدرسه نظامیه بغداد» و ادامه تحصیل، نیاز به پول داشت. پدرش مرده بود و پدربزرگش کمکی مختصر به او و مادرش میکرد، اما کافی نبود. او به سفارش مادرش یک روز درس میخواند و روز دیگر کار میکرد. «مصلحالدین» بعد از این که به «مدرسه نظامیه بغداد» رفت، درسهایش را به بهترین شکل ادامه داد. چنان شد که شاگردان آنجا به هوش و استعداد او غبطه میخوردند و گاهی آزارش میدادند. او در درسها حتی از استادانش هم پیشتر بود. چندی بعد پدربزرگ و سپس مادرش هم از دنیا رفتند. غمی بزرگ بر دلش سنگینی میکرد. سرانجام وقتی دید درسهای مدرسه نظامیه را فراگرفته، تصمیم گرفت برای زیارت خانه خدا راهی مکه شود. -------------------------------------------- امیدواریم از شنیدن این کتاب صوتی لذت کافی را ببرید و با لایک کردن این پست و به اشتراک گذاری آن با دوستان خود همگی در مدار آگاهی و زیبایی قرار گیریم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





