پادگرد
کاور نقطه کور
قصه ش اینه

نقطه کور

۲۵ شهریور ۱۴۰۵ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هجده، نوزده سالم بود که پشت فرمون فهمیدم همیشه چیزی که نمی‌بینیم، به این معنی نیست که وجود نداره. یه ماشین درست کنارم بود؛ اون‌قدر نزدیک که توی آینه نمی‌دیدمش. اگر بوق راننده نبود، شاید اتفاق بدی می‌افتاد. سال‌ها گذشته، ولی هنوز فکر می‌کنم زندگی هم پر از همین نقطه‌های کوره؛ چیزهایی که درست کنارمونن، ولی نمی‌بینیمشون. این قصه‌ی «نقطه‌کور»ه.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.