پادگرد
کاور خوشحال و ناراحت در کرمان
قصه های پیژام

خوشحال و ناراحت در کرمان

۱ تیر ۱۴۰۳ · 24 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

.اگر دستگاهی داشتید که با فشار دادن دکمه‌اش می‌توانستید دیگران را خوشحال یا ناراحت کنید چکار می‌کردید؟ دکمه‌ی 🙂 را فشار می‌دادید یا 🙁 را؟ به داستان آقای قصه گوی نامرئی ما گوش کنید تا ببینید در صورت استفاده از این دستگاه چه اتفاقات عجیبی ممکن است بیفتد. اتفاقاتی که با شنیدنش اگر این دستگاه را هم پیدا کردید آن را می‌بوسید و کناری می‌گذارید. اینکه چطور شد آقای قصه گو نامرئی شد مربوط به قصه های قبلیست که در سایت پیژام و اپلیکیشن پیدا می شوند در جشن تولد دختر عموی زهرا گوشه‌ای از آهنگ "تولد" ساخته منوچهر چشم آذر (1375) را می‌شنوید. کلیۀ حقوق این اثر متعلق به پادکست قصه های پیژام است © (2024)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.