

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود دهم نام قصه: جوجه اردک زشت نویسنده: هانس کریستین آندرسن راوی: سبا بابائی صداپیشه: غزل مزروعی طراح کاور: فاطمه سادات میرآقابابایی گروه سنی: الف و ب خلاصه داستان: مامان اردک در حالی که جوجهها دورش جمع شده بودند روی آخرین تخم نشست و گفت: «فقط یکی دیگر مانده است.» اما روز ششم و هفتم هم هیچ اتفاقی نیفتاد. مامان اردک با نگرانی گفت: «چقدر عجیب! باید تا حالا بیرون میآمد! نمی دانم چرا هنوز نشکسته؟!» مرغ گفت: «اجازه بده ببینم...» و بعد از مدتی دیگر تخم میشکند اما به جای یک جوجه اردک معمولی یک جوجه اردک زشت به دنیا میآید که هم رنگش تیره است و هم از بقیه جوجهها بزرگتر است... باید به این موضوع اشاره کنم که جوجه اردک زشت یک داستان عادی و معمولی نیست. در اینجا زشت بودن جوجه اردک تنها نمادی از یک کاستی و کمبود یک فرد نسبت به دیگران است. نماد ضعفهایی مانند: ضعیف بودن در درسهای مدرسه لکنت زبان توان جسمانی اندک و بسیاری دیگر از این قبیل ضعفها و کمبودها. کودکان را در کودکی قضاوت نکنیم. اینستاگرام آسنی تلگرام آسنی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





