

حکایت شهرباز و برادرش شاه زمان، ماجرای قبل از شب اول یا قصه گو شدن شهرزاد
۱۹ تیر ۱۴۰۴ · 40 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پادشاهی دو پسر داشت به نامهای شهرباز و شاهزمان. پس از مرگ پدر، هر یک بر سرزمینی حکومت کردند. شاهزمان هنگام سفر به دیدار برادرش، همسر خیانتکار خود را با مردی بیگانه دید و او را کشت. اما وقتی به قصر شهرباز رسید، با خیانت زنان حرمسرای برادر نیز روبرو شد. دو برادر برای یافتن معنای خیانت و رنج خود، به سفر رفتند و ماجرای اسارت زنی زیبا توسط غولی جادوگر را دیدند که او هم با فریب، با مردان بیگانه معاشرت میکرد. شهرباز پس از دیدن این صحنه به قصر بازگشت، تمام زنان خائن را کشت و تصمیم گرفت هر شب با دختری ازدواج کند و سحرگاه او را بکشد. پس از سه سال و کشتهشدن هزار دختر، نوبت به شهرزاد، دختر وزیر رسید که با نقشهای هوشمندانه، به عقد پادشاه درآمد تا با گفتن داستانهای شبانه، پادشاه را از کشتن باز دارد. لینک حمایت از ما: https://68b30d6f0187f0b2bfc55935--charming-twilight-8703a3.netlify.app/
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





