پادگرد
کاور از من نترس، از پشت سری بترس
قصه های ایرانی

از من نترس، از پشت سری بترس

۲۲ فروردین ۱۴۰۱ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این ضرب‌المثل رو شنیدید که می‌گن: «استخون رو جلوی اسب و علف رو جلوی سگ ریختن»؟ یعنی یک وضعیت نابهنجار و شلم شوربا. یعنی مکانی که هیچ چیز سر جایش نیست. در این داستان شما می‌توانید ببینید که وقتی هر چیزی سر جای خودش نباشد چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. در این قصه دختری که شخصیت اصلی است به جهان و موجودات جهان نیکی می‌کند و مزدش را می‌گیرد و از مخمصه می‌گریزد اما با یاری دیو جوان عاشق

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.