پادگرد
کاور ملکه‌ی گل‌ها
قصه ها و داستان هایی از شبنم حکیم هاشمی

ملکه‌ی گل‌ها

۱۹ شهریور ۱۴۰۳ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

از خواب بیدار شد. بدنش را کش و قوس داد و خمیازه‌ای کشید. بعد روی تخت نشست و نفسی عمیق کشید، و در همان لحظه مشامش پر شد از عطری بی‌نهایت خوش. حیرت‌زده بی‌حرکت ماند. لحظه‌ای فکرد فقط آن عطر را حس کرده است؛ اما نه، آن عطر بی‌نهایت خوش همچنان می‌آمد و مشامش را لبریز کرده بود. آن عطر از کجا می‌آمد؟ چقدر سحرآمیز و سرمست‌کننده بود. از تخت‌خواب پایین آمد و اطرافش را نگاه کرد، نگاهش روی بوم نقاشی‌اش که دیشب قبل از خواب کشیدنش را تمام کرده بود ثابت ماند: دشتی وسیع پر از گل کشیده بود، پر از انواع گل‌های رنگارنگ؛ گل‌های هفت‌رنگ، گل‌های رز در رنگ‌های مختلف، گل‌های نرگس، نسترن، نسرین، یاسمن، اقاقی، رازقی، مریم، بنفشه، زنبق، کوکب، و... عطر سحرآمیز از گل‌های نقاشی او می‌آمد! انگار حتی گل‌هایی که در واقعیت عطری ندارند بر بوم نقاشی او عطر می‌پراکندند! ... متن کامل این داستان فانتزی را می‌توانید در این اپیزود بشنوید. نویسنده و گوینده: شبنم حکیم هاشمی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.