

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در جدول باریک خیابان افتاده بود. با خودش فکر میکرد تا کی قرار است آنجا بماند؟ دو ساعتی میگذشت که آنجا افتاده بود. تا کی باید منتظر میماند؟ او کی برمیگشت؟ آیا اصلا برمیگشت؟ اگر او هیچوقت برنمیگشت، باید چه کار میکرد؟ یعنی همینجور تک و تنها آنجا میماند؟ اصلا با دلتنگیاش چه میکرد؟ میدانست که دلش حسابی برای او تنگ میشود. همین الان هم که فقط دو ساعت گذشته بود دلش تنگ شده بود. در همین فکرها بود که صدای کودکانهای شنید: «مامان... نگاه کن... چه عروسک قشنگی...» ... متن کامل این داستانک را میتوانید در این اپیزود بشنوید. نویسنده و گوینده: شبنم حکیم هاشمی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





