پادگرد
کاور صفحه ۳۸۷
قرآن روزانه - ترجمه قرآن براساس تفسیر المیزان و ترتیل دلنشین

صفحه ۳۸۷

۲۸ تیر ۱۴۰۵ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

**خلاصه آیات ۱۴ تا ۲۱ سوره قصص:** این آیات به دوران بلوغ موسی (ع)، ماجرای قتل ناخواسته یک مصری، فرار او از مصر و ورودش به سرزمین مدین اختصاص دارد. - **بلوغ و حکمت:** چون موسی به حد رشد و کمال رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را این‌گونه پاداش می‌دهیم. - **ورود به شهر:** موسی در زمانی که مردم شهر بی‌خبر بودند وارد شد؛ دو مرد را دید که با هم می‌جنگیدند (یکی از پیروانش و دیگری از دشمنانش). - **قتل ناخواسته:** آن که از پیروانش بود، علیه دشمن یاری طلبید. موسی مشتی به او زد و او را کشت. موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، او دشمنی گمراه‌کننده است.» - **استغفار و آمرزش:** موسی گفت: «پروردگارا، من به خود ستم کردم، مرا ببخش.» خدا او را آمرزید که او بسیار آمرزنده و مهربان است. - **توبه و پیمان:** موسی گفت: «به پاس نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود.» - **بیم و هراس:** موسی صبح روز بعد در شهر ترسان و مراقب بود که ناگهان همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، فریاد زد. - **افشای راز:** موسی به او گفت: «تو آشکارا گمراهی.» چون خواست به آن کس که دشمن هر دو بود حمله کند، او گفت: «ای موسی، می‌خواهی مرا بکشی همان‌طور که دیروز انسانی را کشتی؟» - **گریز از شهر:** مردی از دورترین نقطه شهر دوان‌دوان آمد و گفت: «ای موسی، بزرگان در حال مشورت برای کشتن تو هستند، پس فوراً خارج شو که من از خیرخواهان توام.» - **آغاز هجرت:** موسی ترسان و مراقب از شهر خارج شد و گفت: «پروردگارا، مرا از قوم ستمگر نجات ده.» - **رو به سوی مدین:** موسی رو به سوی مدین نهاد و گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.» #سوره_قصص #داستان_موسی #بلوغ_و_حکمت #توبه #هجرت #لطف_الهی #مبارزه_با_ظلم #هدایت_الهی #قرآن_کریم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.