
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بِیتوته . . (((هم برگم وُ هم بادم هم بانیِ افکارم هم راوی هر قصه هر دم خبری دارم))) . بنام حادثه از صبح پیمان بنام عشق و مستی، کوی انسان بنام زندگی، مشق ترانه بنام جرعهایی از آب حیوان . بچگیها تا بِسَر شد، ناگهان یلدا رسید در پناه بال سیمرغ، وقت کوچیدن رسید. آمدیم تا دل ببازیم، آمدیم تا آدمی آمدیم گامی به پیشآییم به راه زندگی. بشر گونه نازل شدیم. سواریم بر احساس میان تضادها، هزار قطب منساز. سَراییست مِهآلود، شروعیست دوباره بدون گذشته، در این جسم تازه. رسیدیم به اینجا، سحرگاه انسان حمام رذالت، به این مهد جان. جهان هیاهوست، پُر از شور و جادوست هزارتوی شهوت، جوانان فرتوت. نگاهیست به ایوان، به سرداب نمدار به باغ تمنا، به گلهای تبدار. سلامیست به کنکاش، سکوت وُ ترانه هزار راه وُ بیراه، پلی در میانه. که باید بجوییم، که باید ببینیم در چراگاه افکار، خِرد را بچینیم. زمانیست به رُستن، زمانیست به خاست که این خواست دنیای ماست. ما، ساکنان شهر شعوریم در بیکرانه، آماج نوریم. دنیا، چو ساغر، جلدی چو بر جان شد خانهی ما، مهربان و خندان. ما خالقان فردای خویشیم ما راهیان این راه پیشیم. سپاس از جهان، شهر نیلوفران. گرامیست، عزیز است، مربی که در سایههاست. . ...........................................وحید قاضینور Vahid GhaziNour ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۹۹
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
