پادگرد
کاور خفته‌باغ
ققنوس

خفته‌باغ

۲۲ تیر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

. خفته‌باغ . . زمستان فرهنگ و پائیز ماست دبستان‌ که بی‌رنگ و شب پادشاست شب شیشه‌ایی خرده‌هایش چو میخ نشانی ز آن در همه چشمه‌هاست به فرسودگی شد جوانی بسر نرفتیم به کویی که دل کامرواست خرد خط زدیم زیر پرگار فقر در این دایره رنج بی‌حد رواست همی طبع‌مان هم به پوچی کشید به هر بوته گفتیم که سَروی رهاست شرف را فروختیم به نانی ز جو که گفته گرانیم؟، فقط ادعاست شدیم جو پرستان منکر ز خود همان هیچ ممتد که ماتم‌سراست به پوسیده‌ها رنگ نو می‌زنیم ولی، داشت بیهوده‌ها پُربهاست شدیم سیل و توفان و ویرانه شد همان خانه که رونق دِیر ماست هم آسیب به خود می‌زنیم هم به غیر هم از ما به هر روز حیوان عزاست چه رنجی ز ما می‌کشد این وطن به هر گونه زخم او ز ما آشناست چه سبزها، که خشکید، چه زردها، که رفت که پاداش باغی که خفته فناست مگر رو کنیم باز به خورشید خویش زمانِ شدن‌ها همین لحظه‌هاست ز نو باز نگاهی به انسان کنیم که ما را سرانجامی گر بِه° سِزاست در این قحطی آب خوشا چون قنات بجوشیم بکاریم که این باغ ماست خوشا رقص و بوسیدن و شُکر یار که همکاسه‌ی این بدن‌ها خداست چه خوش‌ باشد این وهله‌ی زندگی بلوغ من و تو چو آب شفاست خوشا طعم پیدایش از نور عشق که دریا سرای همه‌ قطره‌هاست؛ . ........... وحید قاضی‌نور ... Vahid GhaziNour ۲۲ تیرماه ۱۴۰۰

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.