پادگرد
کاور هنگامه‌ی شریف
ققنوس

هنگامه‌ی شریف

۲۳ بهمن ۱۴۰۰ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

. هنگامه‌ی شریف . . وین قصه‌ی مرگ‌ است، مرگی که تدریجی‌ست همزاد ما بوده، حکم است و تعزیری‌ست هموار باید بود، در "آری بزرگ" تا وقت رسم‌ُالخط، آن مصرعِ سِترگ . لیک . . . می‌خواندَت غازی در، بازیِ در بازی امید هم، همدستش می‌گوید: بُرد آنی‌ست . قمار زندگی‌ست بازی پسِ بازی‌ست بیداری این‌وقت‌ها آغاز یک‌پوچی‌ست . بیهودگی‌آرَد، امروزِ بی‌معنا فردای در ابهام، دیروزِ چَسبک‌ناک هرروز و هرشب‌شد: تکرار‌ِ در تکرار آرایشش زیباست، امروز پِیِ امروز هان می‌‌بریم از یاد، باز می‌شود تکرار . سردرگمی‌آرَد: دوستی‌بنام‌ِ تو، دوستی‌بنام‌ِ من وقتی که بودن‌ها آلوده یا خام است پایان‌ِمان این‌َست: غرقابه‌‌‌ در شهوت، در بستر حسرت خوابی و نِسیانی فردایی تکراری . . . واخَر،،، فواره‌می‌افتد سیلاب خاک آید افسرده در میقات ناپخته خواهیم رفت . آهِ مُکرریم، خَشمیم، مُکدَریم مفعول بازی‌ها، همبستر غمیم لیکن بسان قیر، چسبیده‌ایم به‌هم خواهان چربی وُ، شیرینِ بیشتریم . آزادگی اما، مخدوش باورهاست پویندگی باید، تا کشف آن معنا . اینجا، جهان ماست. ما، خالق "من"وُ،"معنای بودنیم" تا با هرانتخاب، گامی بزرگ شَویم کابوس یا رویا، جادویی است دنیا باشد به وقت عشق، آن کارِ کیمیا بِشکستن تردید، بُگشودن عقده، تفسیر همدمی در بودنی‌کامل، بَنّایی پیوند، ما ساحل همیم . دنیا، اگر غذاست، سیرایی پس کجاست؟ پایان وسوسه، آغاز نو کجاست؟ . بی‌باک باید بود، بااقتدار گفت: "نه" بر هرچه ناخوانده‌ست، ناوصله‌های وصل سیرایی از عشرت‌، پیش‌از پیری مسموم آزادگی جُستن، زین‌حلقه‌های شوم آزادگی این‌َست: آزادی از خویشتن آزادی از افکار، آنی که درویش است . خوشا بوسیدن دنیا، در چِله‌ایی آرام با یار وصلت‌جو، در موسم دیدار حس‌کردن احساس، پوئیدن وسواس خاستگاه عاطفه، جوئیدن و کنکاش آئینه‌خویی‌ها، بی‌واسط و نقاب وز خویش برون‌‌شدن، بی‌ترس، بی‌عِقاب روزهای گفتگو، شب‌هایی در سکوت پائیز فرخنده، "تکمیلِ ما"، (( بلوغ )) پیوندمان در عشق، همجوشی و رویش در آغوش بی‌خواهش، نیلوفری شد کِشت نیلوفری‌نایاب، تحصیل حسی ناب یادواره‌ایی از "ما"، سوغات ماست از خاک دلدادگی زیباست، زیباست زندگی، آزادگی‌بهتر حیفا فراموشی، هین‌که مسافریم؛ آماده باید رفت . ...................................... وحید قاضی‌نور ... Vahid GhaziNour ۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ https://www.instagram.com/p/CZ4EhAnqg_9/?utm_medium=share_sheet

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.