پادگرد
کاور سرزده
ققنوس

سرزده

۱۵ اسفند ۱۴۰۰ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

. سرزده . . پُر از خواهش، پُر از حسرت، پُر از میل بقا آنچنان بودم، که هر شعله، درونم شد فنا امید، همسنگ خواهش بود، شریک آرزو من، آن‌گم‌کرده‌خویش‌را، در تب این کوچه‌ها از مدعی تا مستدعی دیده‌ام، آری، تمام خانه را . در امتداد زندگی، آنجا که دل مرگ آفرید عاری شدم از آرزوها، وز هر امید جاذبه‌، کم‌رنگ شد حس آزادی درونم قد کشید . وَ، تو را، می‌بینم، تو را در تاریکی دستت را می‌گیرم، نبضم را می‌گیری وَ به من می‌گویی: حال قلبت آشناست از کجا می‌آیی؟ آشنایی انگار! هم صدایت وصل است، هم مرا می‌دانی! من، به تو، می‌خندم. تو، به لبخند قناعت داری بین ما جادویی‌‌ روی لب‌ها جاری‌ست که به ما می‌گوید: ماندن‌ جایز نیست تا نفس هست، گذشتن باید بعد از آن، ممکن نیست! جاده را می‌بینی؟ انتهایش مات است! دل‌بُریدن باید، تا رسیدن‌ شاید . . . ؛ . ..................... وحید قاضی‌نور ... Vahid GhaziNour ۱۵ اسفندماه ۱۴۰۰ https://www.instagram.com/p/CaxX8Vxqxpp/?utm_medium=share_sheet

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.