پادگرد
کاور دکلمه شعر« زندگی» سروده سید علی صالحی
پادکست قاصدک شنو

دکلمه شعر« زندگی» سروده سید علی صالحی

۱۳ آذر ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

من هم مثل عده‌ای از آدميانِ همين کوچه هنوز از کج و پيچ کردنِ کلماتِ عادیِ آسمان بَدَم می‌آيد. بی‌راهه چرا؟ تمام اين سالها حرام از يک شبِ دُرُست حرام از يک روز خوش حرام از يک ... از خوابِ يک لحظه، يک لبخند! بی‌انصاف، زندگی هی همين معنی ارزانِ از ما گرفته‌ی مجبور تو که ما را کُشتی! حالا که چمدانم را اين همه سنگين و بی‌کليد بسته‌ام تازه می‌پرسی کجا، چرا، از چه سبب ...!؟ يعنی تو داستانِ دلبستگی‌های مرا به همين چيزهای معمولی ندانسته‌ای، نمی‌دانی؟ لااقل يک بفرمایِ ساده، يک سکوت! انگار زود است هنوز هوای سَفَر کوکِ بُريده‌ی باد و عطسه‌ی بی‌هنگام حباب هم همين را می‌گويند دلم به جا نيست پايم به راه نمی‌آيد هنوز چيزهای بسياری هست که دوستشان می‌دارم من بعد از هزار سالِ تمام باز مُرده‌ام به خانه برخواهد گشت، برمی‌گردم نمی‌گذارم شب‌های ساکتِ پاييزی تو از هول و ولایِ لرزانِ باد بترسی ... بابا! هر کجا که باشم باز کَفَن بر شانه از فرصتِ مرگ می‌گذرم، می‌آيم مشق‌های عقب‌مانده‌ی هُدا را می‌نويسم پتوی چهارخانه‌ی خودم را تا زيرِ چانه‌ات بالا می‌کشم، می‌بويَمَت و بعد ... يک طوری پرده را کنار می‌کشم که باد از شمارش مُردگانِ بی‌گورش نفهمد که يکی کَم دارد! موسیقی متن : Before The Ending Of Daylight by Max Richter برگرفته از سایت : http://www.seyedalisalehi.com/cgi-bin/content.pl?f=10&t=68

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.