پادگرد
کاور قهرمان 62 و 63: بابای من و برادرم و تریسی
پادکست قهرمانان بی نقاب

قهرمان 62 و 63: بابای من و برادرم و تریسی

۲۱ آذر ۱۴۰۰ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قهرمان شصت‌ودوم، بابای من و برادرم: از زمانی که یادم میاد خانواده‌ من این بوده: من، پدرم و برادرم. ما می‌دونستیم که بابا، پدرِ واقعی برادرم نیست ولی درموردش حرف نمی‌زدیم، حتی بهش فکرم نمی‌کردیم. قهرمان شصت‌وسوم، مادرم و تریسی: قبل از فوتش به بابا گفت که دلش می‌خواد بابا دوباره عاشق بشه. گفت: «من یه زن خیلی خوب برات پیدا می‌کنم. کسی که دخترامو دوست داشته باشه، و مهمتر از اون، اهل برف باشه.»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.