پادگرد
کاور قهرمان 55، 56 و 57: پدرهای قهرمان
پادکست قهرمانان بی نقاب

قهرمان 55، 56 و 57: پدرهای قهرمان

۷ آذر ۱۴۰۰ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قهرمان پنجاه‌و‌پنجم؛ پدر، همبازی، بااراده: وقتی بچه‌دار شدیم، احساس کردم فرصت جوونی‌کردن رو از دست دادم. این بود که آخر هفته‌ها می‌رفتم بیرون و تا دیروقت خوش می‌گذروندم. قهرمان پنجاه‌وششم؛ پدر، پزشک، طرفدار: وقتی بچه بودم خیلی دوست داشتم برم مطب بابا. بابا روپوش سفید می‌پوشید و چارت پزشکی دستش می‌گرفت و مردم برای قدردانی، کیسه‌های بادوم و پیاز میاوردن و ازش تشکر می‌کردن و بابا مرتب می‌گفت: خواهش می‌کنم، کاری نکردم. قهرمان پنجاه‌وهفتم؛ پدر، عاشق، کارفرما، رفیق، بخشنده: تا حالا ندیدم این مرد کتاب بخونه. یه بار کارنامه‌ دبیرستانشو دیدم و تنها درسی که توش نمره‌ خوب گرفته بود ورزش بود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.