

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پدری با سه فرزند قد و نیمقد خود سوار یک اتوبوس خلوت شهری بود و به سمت مقصد میرفت. بچهها به شدت سروصدا میکردند و به قول معروف اتوبوس را روی سر خود گذاشته بودند. اما پدر در کمال آرامش نشسته بود و با لبخند به فرزندانش نگاه میکرد، سروصدا و شیطنت بچهها در حال عبور از آستانه تحمل راننده بود که پدر با صدای بلند گفت آقای راننده ایستگاه بعد پیاده میٰشویم. شاید در آن شرایط هیچ جملهای به اندازه این جمله نمیتوانست باعث خوشحالی راننده شود... مقاله در وبسایت یک پیشنهاد تمرین کردنی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





