

کینگ رام | میخواستم ده قسمت پادکست ضبط کنم، همه چیز رو بگم و خودکشی کنم
۲۱ فروردین ۱۴۰۴ · 2 ساعت و 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
🎙 اپیزود سیودوم پادکست فیوز با میزبانی آرش نعلچگر، اینبار با رامین سید امامی، ملقب به کینگ رام رامین سید امامی، موزیسین، ترانهسرا و چهرهی اصلی گروه Hypernova، سالهاست که با صدای منحصربهفردش روایتی متفاوت از زندگی در دل محدودیتها و سانسورها ارائه میدهد. از روزهایی که در تهران با موسیقی راک زیرزمینی قد کشید، تا مهاجرت و تجربهی زیستن در بیرون مزرها، او روایتگر نسلیست که سکوت نکردن را انتخاب کرده است. اما این اپیزود، صرفاً گفتوگویی درباره موسیقی یا مهاجرت نیست. این یک بررسی صریح و بیپرده از زیستیست که در همنشینی با درد، فقدان و حقیقتهای تلخ شکل گرفته؛ از ماجرای بازداشت و مرگ مشکوک پدرش در زندان اوین تا تلاش رامین برای کنار آمدن با زخمهایی که نه فراموش و نه بهآسانی روایت میشوند در این گفتوگو، به سراغ لایههای عمیقتر زندگی کینگ رام رفتیم: از نقطهای که موسیقی برایش فقط صدا نبود، بلکه راه نجات شد. از تصمیم سختِ روایتِ بیسانسور زندگی شخصی و عمومیاش. و از این سؤال اساسی: چطور ممکن است کسی، بیهیچ فیلتری، همهچیز را با مخاطبش به اشتراک بگذارد؟ 🎸 چرا روایت خودش را به خطر سانسور و قضاوت ترجیح میدهد؟ 🖤 چگونه میتوان با تراژدی، بدون نفرت، زندگی کرد؟ 🎤 و نقش هنر چیست، وقتی حقیقت را نمیشود انکار کرد؟ این اپیزود، نگاهی است به انسانی که از زخم، معنا ساخت؛ و از صداقت، مقاومت.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


